تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
اعراض كننده از لغو است :
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ » .
« 1 » بنابراين آيا انسان به خود اجازه مىدهد كه چنين توهمى داشته باشد كه - نعوذ باللّه - خداى مؤمن ، حرف لغو و بيهوده بزند ؟ خداوند مؤمن ، قرآن معصوم كه صدق محض و نور صرف و منزه از سخريه و غلط و لغو است ، و يكپارچه طهارت است ، بيش از بيست مورد ما را به لقايش خوانده است . پس ما را اين لياقت هست كه بسوى لقايش برويم . و معنى « لقاء اللّه » همان « قربة الى اللّه » است يعنى اتصاف انسان به اوصاف الهى و تخلّق او به اخلاق ملكوتى . اصلا همنشينى مؤثّر است ، مصاحبت اثر دارد ، خوپذير است نفس انسانى . انسانى كه با انسانى مدّتى بسر برده است مىبينى چنان از يكديگر خو گرفته‌اند ، كه احوالات هريك حكايت از ديگرى مىكند بلكه مطلقا همنشينى اثر دارد . مثلا شاگرد بر اثر مصاحبت با استاد ، از سيرت و خوى استاد حكايت مىكند و همچنين فرزند از پدر كه « الولد سرّ ابيه » ، بقول خواجه عبد اللّه انصارى : دود از آتش چنان نشان ندهد و خاك از باد كه ظاهر از باطن و شاگرد از استاد . غرص ، اين كه مصاحبت مطلقا مؤثر است حتى در حيوانات ، بلكه در جمادات ، بقول شيخ اجل سعدى :
گلى خوشبوى در حمّام روزى * رسيد از دست محبوبى بدستم به دو گفتم كه مشكى يا عبيرى * كه از بوى دلاويز تو مستم بگفتا من گلى ناچيز بودم * و ليكن مدتى با گل نشستم كمال همنشين در من اثر كرد * و گرنه من همان خاكم كه هستم
حالا اين معنى را بالا ببريد ، در مصاحبت با ملكوت عالم ، با حقيقت عالم ، با خداى عالم در نظر بگيريد ، اگر چنين توفيقى پيدا كرده‌ايم ، كه
هامش
( 1 ) . مؤمنون / 1 .
مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 121 | حسن حسن زاده آملى