تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
أَسْفَلَ سافِلِينَ »
« 1 » . انسان وقتى به پستى گرائيده ، پستى عجيب مىشود ، از هر حيوانى درنده‌تر و پليدتر مىگردد ، همين كه مىبيند اين اشباه رجالى ، كه دم از تمدن مىزنند ، از جان اهل توحيد چه مىخواهند ؟ از اين آدمكشيها و دغلبازيها و دروغ‌پردازيها چه مىخواهند ؟ از يك طرف سنگ حقوق بشر را بر سينه مىزنند ، از طرف ديگر با بشر اهل توحيد و قرآن ، و طرفدار منطق وحى و ملتها و كشورهاى مستضعف اين‌طور رفتار مىكنند . اين‌قدر انسان پست مىشود ؟ ! طرفدار حقوق بشر ، قرآنست كه منطق وحى است ، شما ملّت مسلمان به حق قيام كرده‌ايد كه هدف مقدّس شما إعلاى منطق وحى است . امروز در روى زمين جز كشور جمهورى اسلامى كشورى ايران ادعاى طرفدارى حقوق بشر بنمايد دروغ گفته است ، به دين خدا افتراء بسته است ، چيزى كه عيانست چه حاجت به بيانست . بفرمائيد حساب برسيم ، چه خوب است مرد حساب باشيم ، يكى از خطبه‌هاى نهج‌البلاغه ، آن خطبه‌ايست كه در آن داستان « حديده محماة » است كه خطبه دويست و بيست و دو نهج‌البلاغه است . اين خطبه شريف ، يك رشته كلمات امير كلام عليه السلام ، در غايت ارتباط و انسجام در پيرامون يك موضوع است . فرمود : « سوگند به خدا ، اگر در حال بيدارى بر خار سعدان شب به روز آورم ، و در حال دست و گردن بسته در غلها كشيده شوم ، نزد من دوست‌تر است از اين كه خدا و پيامبرش را در روز رستاخيز بنگرم ، در حالى كه به بنده‌اى ستمكار ، و كالائى را به زور ستاننده باشم . چگونه ستم كنم احدى را براى نفسى كه شتابان به سوى پوسيدن و كهنه شدن بازگشت مىكند ! و مدّت حلول آن در خاك دراز است .
هامش
( 1 ) . و التين / 5 .