جوامع روائى ما از نهجالبلاغه و صحيفهء سجاديه و بحار و كافى و ديگر اصول و مسندهاى اسلامى ، همه از شئون و شعوب قرآنند و به يك معنى قرآن متنزلاند ، ديگران بهتر از اينها دارند ، بفرمايند . ما كه هرچه بيشتر گشتيم كمتر يافتيم . اوستايشان را ديدهايم ، عهد عتيق و عهد جديدشان را خواندهايم حرفهاى بودا را هم ديدهايم ، تلموتشان را نيز زير و رو كردهايم ، و از هرجا چيزى سراغ گرفتهايم ، به دنبالش رفتهايم و كتابهائى تحصيل كردهايم ، و لكن بدون تعصّب ، بلكه از روى معيار عقل و ميزان فهم و درايت و فحص و بحث بتحقيق عرض مىشود :
به حسن و خلق و وفا كس به يار ما نرسد * ترا در اين سخن ، انكار كار ما نرسد
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمدهاند * كسى به حسن و ملاحت ، به يار ما نرسد
هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكى * بدلپذيرى نقش نگار ما نرسد
هزار نقد ببازار كائنات آرند * يكى بسكّه صاحب عيار ما نرسد
امروز كشورها ، همه با يكديگر مرتبطاند و از كتابخانهها اطلاع دارند ، فهرستها در دست همه است و اهل كتاب به خوبى از كتابها باخبرند ، اين مطلب چيز پوشيدهاى نيست كه ما امروز به خواهيم به گزاف يا به تعصّب مذهبى حرفى بزنيم ، كتابى در روى زمين غير از قرآن و روايات صادر از اهل بيت طهارت و عصمت و وحى ، وجود ندارد . نسبت ديگر دفترها به صحيفه آلهيه قرآن مجيد نسبت و قياس سها با شمس است .
گفتن بر خورشيد كه من چشمهء نورم * دانند بزرگان كه سزاوار سها نيست
كجا ستاره سها در مقابل آفتاب عالمتاب مىتواند بگويد مرا نور است .
آنجا كه كتاب و كتابخانه هست و خبرى از كتاب مىدهد از اشراق و اشراف قرآن و جوامع روائى قرآنست .
اين كتاب آسمانى ما ، اين رهبران آسمانى ما ، اين جوامع روائى منطق اولياى دين ما . متاع دين ما معلوم و مكشوف است در دسترس همه است ،