و خدا را مىخواند ، كه آن مسألهء مشكل را بر وى آسان كند و آن بسته و پوشيده را برويش بگشايد .
انسان بر اثر اعراض از تعلقات اين نشأه ، و تصفيهء خاطر ، و توجيه نفس ناطقه به ملكوت عالم ، بهتر و زودتر به حقيقت مطلوبش دست مىيابد .
علم و عمل على التحقيق جوهرند نه عرض ، بلكه فوق مقولهاند . و انسان سازند ، انسان به علم و عمل ارتقاء وجودى مىيابد ، و هركس بدان پايه كه علم آموخته و عمل اندوخته ، به همان اندازه انسان است و قدر و قيمت دارد .
به هر اندازه كه واجد آيات قرآنى شده است ، به همان اندازه حكيم است و بهشت است و به هر اندازه كه به اسماء و صفات الهى آگاهى يافت ، البته نه آگاهى مفهومى ، بلكه حقايق آنها را دارا شد ، به همان اندازه متخلق به اخلاق ربوبى است . قرآن كريم فرمود .
« إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ »
« 1 » و فرمود :
« جَزاءً وِفاقاً »
« 2 » و فرمود :
« وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » .
« 3 »
پس قيامت همه قيام كرده است ، و حساب همه رسيده ، و نامهء اعمال همه بدست آنان داده شده است .
آگاهى مفهومى چندان كارى نمىرسد ، من مىدانم مثلا فلان نوع حلوا را چگونه بايد پخت ، آرد و روغنش چهقدر ، آب و عسلش چهقدر . اما حلوا را نچشيدهام و آن لذتى را كه خورنده حلوا ادراك كرده است ، من ندارم ، به حلوا حلوا دهن شيرين نمىشود ، تا نچشى ندانى .
دانائى مفهومى غير از دارائى ذوقى و شهودى است . اين سخن در لذت ، در آلم همچنين است ، آنكه دندانش درد گرفت و به « دندان پزشك » رجوع كرده است ، پزشك ، مفهوم درد را ادراك مىكند ، نه خود درد را ، آن كه درد دارد ، مىداند درد چيست . به قول حكيم سنائى در حديقه :
هامش
( 1 ) . هود / 47 .
( 2 ) . نبأ / 27 .
( 3 ) . يس / 55 .