دريافتهاى كه در اعماق وجودت جاى گرفته است .
خداى تعالى اين امر را كه « اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد » بلاغ ناميده است . زيرا انسان وقتى نفس خود را از رسوبهاى عقدهها و عقايد فاسد صافى كرد و از خواب غفلتش بيدار نمود مستعد پذيرش اين حقيقت مىشود كه صالحان وارث سراسر زمين هستند .
/ 387 چگونه ؟
زيرا زندگى بر اساس صلاح بنا شده به بر اساس فساد . اگر عالم وجود فاسد باشد ويران مىگردد و از ميان مىرود .
سپس مىپرسيم كه انسان صالح كيست ؟
انسان صالح كسى است كه بر وفق سنتهاى الهى گام برمىدارد پس بايد حركت او هماهنگ حركت كَون باشد و بناچار روزى از روزها با او برخورد خواهد كرد . اما انسان فاسد بر وفق سنتهاى الهى گام برنمىدارد و طبيعى است از مسير كَون جدا مىافتد و ميان آنها گودالى عظيم پديد مىآيد كه با گذشت زمان وسيعتر مىگردد . كسى كه مطابق برنامههاى حق حركت مىكند بايد با كَون برخورد كند اما آن كه بر وفق هواهاى خود حركت مىكند يا او و بال كَون خواهد شد و در او فساد خواهد كرد يا كَون و بال او مىشود و هلاكش مىكند .
سنّتهاى الهى چه بخواهيم يا نه جريان مىيابد و هر كه با آن همسويى دارد با اين سنّتها همرسگاهى مىيابد ، و حال آن كه اگر كسى خلاف جريان آن شنا كند به پايان مىرسد و عنوان اين سنّتها همان صلاح است و هستى بر صلاح بنا شده است و بندگان صالح خدا همان كسانى هستند كه زمين را به ارث مىبرند ، زيرا سنتهاى الهى را در زمين به جريان مىاندازند .
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
ما در زبور - پس از تورات - نوشتهايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد . » مقصود از زبور و « ذكر » در آيه چيست ؟ و چرا خداى تعالى آن دو را