راه بوده است .
ثانيا : شعلههاى سركش آتش سبب حيرتزدگى شود . به عبارت ديگر از ديدن آن عقل و خرد خود را از دست مىدهند .
فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ
و از عهدهء بازگرداندن آن برنيايند و مهلتشان ندهند ، » زيرا نمىتوانند عذاب را از خود دفع كنند و بيش از آنچه در زندگى دنيا آنان را مهلت داده بودند مهلت ندهند حتى به قدر لحظهاى . .
/ 318 [ 41 ]
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ
پيامبرانى را كه پيش از تو بودند نيز به مسخره گرفته بودند . » امتهاى پيشين رسولان را مسخره مىكردند . زيرا اين رسولانى كه مورد استهزاء واقع مىشدند مىخواستند كه زندگى آلوده به هوى و هوس آنها را دگرگون كنند و اين علاوه بر عذاب جسمانى براى كافران عذاب روحى هم بود .
ولى اين سؤال پيش مىآيد كه آيا رسالتهاى الهى ذاتا عذاب است ؟ آيا اين رسالتها سبب فروافتادن معاندان در جهنم مىشود ؟
مسلما ، نه . رسالتهاى الهى بيان كنندهء حقايق هستند و چون كسى آنها را مورد استهزاء قرار دهد حقيقت را به استهزاء گرفته است . وقتى مىگوييم اين غذا را مخور زيرا ميكرب در آن هست ، اين عبارت بيانگر حقيقتى است . هنگامى كه كسى مخالفت كند و از آن طعام بخورد ميكرب كه همان حقيقت و واقعيت است او را بيمار مىكند .
قرآن كريم براى اين معنى تعبيرى دقيق دارد و مىگويد :
فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
ولى عذابى كه مسخرهاش مىكردند بر سر مسخره كنندگان فرود آيد . » قرآن در اين آيه چون بسيارى از آيات ديگر سورهء انبياء فراوان سخن از لهو و بازيچه و استهزاء و سخريه به ميان مىآورد ، چرا ؟
سبب اين است كه در اين سوره سخن به گرد مسئوليت مىچرخد و اين