برآورد . ولى خداى تعالى - در مثل قصد مقايسه نيست - درها را به روى تو نمىبندد و عذاب را بر تو مسلط نمىكند مگر زمانى كه تو او را ترك كنى و به خدايانى جز او روى بياورى كه تو را در پناه خود نگه دارند .
در دعاها تعابير دقيقى است كه احساس انسان را برمىانگيزند . تا زمانى كه خداى تعالى احساس خود از ما برنگرفته ، / 320 چرا ما در پى يافتن ملجأ ديگرى باشيم ؟ تا زمانى كه پروردگار ما توانا و قاهر است چرا خود را فريب دهيم و به بندگان ضعيف او روى آوريم . مثلا در دعاى روز عرفه كه از حضرت امام حسين ( ع ) روايت شده ، مىخوانيم :
« آن كه تو را از دست داد چه يافت ؟ و آن كه تو را يافت چه از دست داد ؟ آن كه به جاى تو دل در ديگرى بست نوميد شد . زيانمند شد هر كه به جاى تو ديگرى را طلب كرد . چگونه مىتوان به ديگرى اميد بست در حالى كه تو احسان خود را قطع نساختهاى ؟ . چگونه مىتوان از ديگرى چيزى طلب داشت و حال آن كه تو وظيفهء روزى نبريدهاى » ؟ « 5 »
لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ
نه ، آن خدايان يارى خويشتن نتوانند . » وقتى خود را يارى نتوانند كرد ديگران را چه سان يارى توانند كرد ؟
وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ
و نه در برابر ما پناه داده شوند . » ما آنها را اصحاب خويش به حساب نمىآوريم . آنها را قوتى ندادهايم اصلا آنها را قدرت ذاتى نيست .
[ 44 ]
بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ
بلكه ما آنها و پدرانشان را بهرهمند كرديم تا عمرشان به درازا كشيد . » آنچه سبب فراموشى آنها مىشود استمرار نعمتهاى خداست بر آنها . از اين رو مىبينيم كه با گذشت روزگار به غرورشان افزوده مىشود و با افزون شدن غرور نقمت و عذاب خدا كه در انتظار آنهاست بر سرشان مىآيد .
هامش
( 5 ) - مفاتيح الجنان / ص 273 .