أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ
آيا نمىبينند كه قصد اين سرزمين مىكنيم و از اطراف آن مىكاهيم ؟ آيا باز هم آنها پيروزند ؟ » در هر روز بسيارى از جوامع به سبب اعمال ناپسندشان هلاك مىشوند زيرا زمان كيفرشان فرا رسيده است . پس چرا عبرت نمىگيريم . در اينجا قرآن ما را به دو گونه عبرت توجه مىدهد :
1 - عبرت گرفتن از امتهايى كه از ميان رفتهاند .
/ 321 2 - عبرت گرفتن از امتهاى معاصر كه به سبب اعمالشان از ميان مىروند و نابود مىشوند .
بر انسان واجب است كه از گذشته از پدرانش كه مردهاند و منقرض شدهاند و نيز از كسانى كه در گرداگرد او هستند و هر روز مىميرند عبرت بگيرد .
حال جوامع هم همين است « 6 » ولى مسئله اساسى همان است كه قرآن در آخرين آيه به آن اشارت مىكند :
[ 45 ]
قُلْ إِنَّما أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَ لا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ إِذا ما يُنْذَرُونَ
بگو : من شما را به وحى بيم مىدهم ولى كران را چون بيم دهند نمىشنوند . » مسئله اين است كه انسان گوش درونش كر شده و قلبش به بازيچه خو كرده پس حقيقت را به مسخره مىگيرد و آنجا كه بايد عبرت گيرد چشم فرو مىبندد و از آن بهره نمىگيرد .
هامش
( 6 ) - تفسيرهاى ديگرى براى اين آيه وجود دارد . از جمله : همانا نقصان زمين به خاطر مرگ علما است . و روايات آن را آورده است . و آن تفسير عميقى است كه با آنچه قبل از آن ياد كرديم تفاوتى ندارد چون كه مرگ جوامع همانا به سبب كمى علما است « رجوع كنيد به تفسير نور الثقلين / ج 3 - ص 429 » .