بىخرد خويش سپارد ، خداوند عقل و بصيرت را از او بستاند و اندك اندك او را ساقط كند و ديگر هيچ نمىفهمد مگر آن كه ناگهان در مىيابد عذاب بر او خيمه زده ، حال يا عذاب ساعت يا كمتر از او . طاغوت حاكم تشخيص امور را از دست مىدهد و ديگر آينده را نمىخواند و لذا سياست خطاى خود را ادامه مىدهد و ناگهان روزى به خود مىآيد كه همچون شاه ايران از اريكهء قدرت به زير افكنده شده است يا همچون فرعون مصر با مسلسل مجاهدان ، تكّه تكّه مىشود .
نيز بعضى از گروههاى بشرى كه بد كرداريهاى آحادش آنها را در برگرفته و رسولان و اوصيا و علماى خود را به استهزا مىگيرند و توصيههاى آنها را غير جدّى مىگيرند ، مسخرگيهاشان خود آنها را در برمىگيرد و تمدّنشان را از ميان مىبرد .
بسيارى اوقات ما مىبينيم كه قرآن نه از افراد كه از جوامع سخن مىگويد و اين سؤال را برمىانگيزد كه : اگر مسئوليت ، مسئوليت فردى است ديگر چرا قرآن با صيغهء جمع سخن مىگويد ؟
اين كار دو علّت دارد :
اوّل : مسئوليت فرد محدود به حدود تنگ خود او نمىشود و آن قدر ادامه مىيابد / 316 كه جامعه را نيز در برمىگيرد ، زيرا بيشتر كارهاى مردم ، جمعى است كه كيفر آن نيز ناگزير بايد جمعى باشد و دليل آن هم طبيعت هميابى در يك مكان و تأثير و تأثّر روانى و مادى مردم است در يكديگر .
دوم : معمولا كيفر افراد ديده نمىشود . براى مثال ما نمىتوانيم جوانى را كه در آغازينهء زندگى مرده است زنده كنيم تا از او بپرسيم كدام اعمال ناشايست تو چنين انجامى را براى تو رقم زد ، و در نتيجه در مىيابيم كه مرگ وخيم او نتيجهء انحرافش بوده است ، در صورتى كه جوامع ، اعمالى پيدا دارند و آثار آن آشكار است و به همين سبب قرآن ، نمونههايى از آن را مىآورد تا از آن پند گيريم .
جوامعى هستند كه به جزاء اعمال ايمان ندارند و مسئوليت را لهو و بازيچه گرفتهاند . كفر آنان را در بر گرفته و سبب زوالشان مىشود . در اين هنگام خدايانشان به درد آنها نمىخورند زيرا در برابر اللَّه خداى يكتا كارى از آنها ساخته نيست .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: احمد آرام
ص٢٥٦