تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
عملى است نابجا گاه همين سخن نرم اساس طغيان را منهدم مىسازد و طاغى درمىيابد كه براى تحقق اهدافش راه ديگرى هم هست . انديشهء ديگرى هم از اين آيه به ذهن راه مىيابد . كه هر طغيانگر سركشى تا در طغيان خويش به سطح فرعون رسد كه ضرب المثل طغيان است هم چنان انسان است و او را براى راهيابى و هدايت فرصت است . پس نبايد از هدايت افراد بشر نوميد شد . [ 45 ]
قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى
گفتند : اى پروردگار ما ! بيم داريم كه بر ما تعدى كند يا طغيان از حد بگذراند . » موسى و هارون پيش از آن كه بر جان خود بترسند بر امر رسالتشان بيمناك بودند اگر فرعون آنها را مىكشت يا به گونه‌اى شكنجه مىداد كه از گفتن باز مىماندند يا نمىتوانستند پيام حق را به مردم برسانند دچار غبن بزرگى شده بودند . بنا بر اين آنها بيش از آن كه بر جان خود بترسند از ناكام ماندن در امر رسالت خود بيمناك بودند . هم چنان كه بيم / 171 موسى در جاى ديگر هم بر نفس خود نبود . على ( ع ) در اين باره فرمايد : « روى رستگارى نبيند آن كه راهى جز راه من رود . از آن روز كه حق را شناخته‌ام در آن شك نكرده‌ام . موسى نيز بر جان خود نمىترسيد ترس او از غلبهء نادانان و فرمانروايى گمراهان بود » . « 15 »

مراد از سخن نرم

بعضى از مردم پندارند كه مراد از سخن نرم ، سخن گفتن خاضعانه است . ولى نه ، سخن نرم را معنى وسيعترى از اين هست . سخنى است كه چون آب كه آرام و بىصدا از هر جا راهى باز مىكند ، در دل مردم راه باز كند و نرمگويى روش مشخصى نيست هر كس مىتواند براى خود روشى پيدا كند . [ 46 ]
قالَ لا تَخافا
گفت : مترسيد . »
هامش
( 15 ) - نهج البلاغة ج 4 / ص 51 .