بلكه بايد خود از خواب برخيزى و اين خواب غفلت از سر به دركنى ، و گر نه گرفتار خطاهاى بزرگ خواهى شد و در آخرت سرنوشتى شوم خواهى داشت .
از مهمترين عواملى كه موجب از ميان رفتن غفلت مىشود ، نماز است .
هر گاه با همهء شروط و آدابش گزارده شود . نمازى كه با حضور قلب نباشد جز يك مشت عبارات و اوراد نيست . از اين رو در حديث شريف آمده است :
« خدايت را چنان بپرست كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند » .
عبارت « مىخواهم زمان آن را پنهان دارم » اشاره به اين امر است كه خداى عز و جل قيامت را به كلى مخفى نكرده است . بلكه آن را و هر چه را وابسته به آن است بيان كرده و آشكار نموده است . ولى تنها زمان دقيق آن مخفى است . و اين بدان سبب است كه انسان همواره در انتظار آن باشد و خود را براى رويارويى با آن همواره مهيا دارد .
/ 141 [ 16 ]
فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى
آن كس كه به آن ايمان ندارد ، و پيرو هواى خويش است ، تو را از آن رو گردان نكند تا به هلاكت افتى . » كسى كه به قيامت ايمان دارد و پيوسته آن را ياد مىكند ، برنامههاى الهى را پيروى مىنمايد و اوامر او را اجرا مىكند در نتيجه رستگار مىشود . اگر نه چنين باشد سرنوشتش چيزى جز مرگ و نابودى نيست . اگر موسى از پى هواهاى نفس خود رفته بود ، مسلما به حضيض سقوط مىكرد ، چنان كه بلعم باعوراء بدان گرفتار آمد . خدا بلعم را مورد كرامت خود قرار داده بود و به او اسم اعظم آموخته بود ولى او پيرو هواهاى نفس خود شد . خدا نيز هر نعمت كه به او داده بود بستد و او را به سگ شبيه نمود . خلاصه آن كه ياد خدا به معنى سعادت است و انصراف از ياد خدا به معنى شقاوت است .