تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
مذكور مرحوم آخوند مولى صدرا نظر دارد و آن را چنين ترجمه فرموده است : « صاحب اسفار - قدّس سرّه - بر شيخ اشراق - قدّس سرّه - ايراد كرده در باب بودن تخيّل به اضافه بعالم مثال به اين كه ما هرچند مذعن و موقنيم بعالم مثال مطلق چنان كه اساطين حكمت و أئمّه كشف و معرفت قائلند . و اين شيخ اشراقى محيى طريق اشراقيين هم بذل جهد و استفراغ وسع فرموده در تقرير و تحرير ، ليكن صور متخيله نزد ما موجودند در صقعى از نفس بتأثير و تصوير آن باستخدام خيال نه در عالم خارج از آن ، و اينها باقىاند بإبقاء نفس و حفظ آن در عالم مثال اصغر ، و اگر اعراض كند و توجّه را از سر اينها بردارد معدوم شوند . و فرق ميان ذهول و نسيان آنست كه در ذهول ملكه اقتدار بر تصوير دارد و در نسيان ندارد ، يا به ادراك علامات و وجود شبهى منسي بتصوير درآيد و شيء مذهول چندان حاجت ندارد ، و چگونه دعابات جزافيّه متخيّله و أشكال قبيحه و تصويراتى كه از شيطنتهاى متخيّله است و بس در عالم مثال خارجى و از فعل حكيم باشد ؟ ! » . اين عبارت را از اسرار براى اين جهت نقل كرده‌ايم كه آن جناب در ترجمه مذكور از قول صدر المتألّهين فرمود : « ما هرچند مذعن و موقنيم بمثال مطلق چنان كه اساطين حكمت و أئمه كشف و معرفت قائلند . . . » ولى عبارت صدر المتألّهين اين بود كه « إنّ الصور المتخيلّة عندنا موجودة في صقع من النفس . . . » ، اين تعبير چنان‌كه گفته‌ايم نصّ صريح است بر اين‌كه آن جناب أعنى صاحب الأسفار عالم مقدارى غير مادّى را عالم مثال مقيد مىداند نه عالم مثال مطلق كه مرحوم حاجى در ترجمه آورده است چنان كه تعبير عندنا بر اين مطلب شاهد صادق است . لفظ مطلق در عبارت حاجى يا از طغيان قلم است ، و يا حمل بر معنى مجمل و نحو آن كه كأنّ چنين مىفرمايد : ما هرچند بعالم مقدارى غير مادّى بطور اجمال قائليم ولى در دو امر با شيخ إشراق مخالفيم الخ . و يا از گفته ديگر آخوند چنين