مثلا اگر تفاوت بين الطولين 170 درجه باشد با سمت قبله بلادى كه تفاوت بين الطولين آنها با مكه ده درجه است مشتبه مىشود و همانطور كه گفته ايم اصلا مستلزم خروج از سمت قبله است .
ملامظفر جنابذى رحمة الله عليه در رساله قبله اش گويد :
بعضى از محققين براى استعلام جهت قبله در اين دو صورت نامبرده چاره علمى انديشيده است اما در صورت اولى كه ما بين الطولين ربع دور است : اگر بلد در جهت شرقى مكه است ، خط طولى موازى خط زوال عمود بر نقطه مغرب اعتدالى يعنى نقطه تقاطع دائره هنديه با خط اعتدال اخراج شود كه خط طولى در نقطه مغرب اعتدال مماس دائره از خارج مى گردد .
و اگر بلد در جهت غربى مكه است خط طولى را بر نقطه مشرق اعتدال همچنان عمود بايد نمود . پس از آن خط عرضى موازى خط اعتدال كما كان اخراج گردد و امتداد داده شود تا خط طولى را در خارج دائره تقاطع كند آن نقطه تقاطع نقطه سمت قبله است و خطى كه از مركز دائره بدان وصل شود خط سمت قبله است . علت تقاطع خطين طولى و عرضى باهم در خارج دائره همانست كه گفته ايم : دو خط موازى با دو خط متقاطع ، بالضرورة متقاطع يكديگرند .
و خواجه طوسى در ضمن شكل يازدهم مقاله اولى اصول طريق اخراج عمود از نقطه جانب محدود خط را بيان كرده است « فان كان الخط محدودا من جانب الخ » آن خط در اين مقام خط اعتدال است و جانب محدود آن نقطه مشرق يا مغرب .
مثال : ( ش 89 ) افقى عرض شمالى آن 45 درجه است و طول شرقى آن 129 درجه و 50 دقيقه است ، پس مكه در جهت جنوب غربى آن واقع است ، و تفاوت ما بين الطولين نود درجه است .
از نقطه مغرب عمود غ ى را موازى خط زوال اخراج كرده ايم ، و به قدر ما بين العرضين خط عرضى را نيز اخراج كرده ايم و آن را امتداد داده ايم تا در نقطه ى با خط طول اعنى غ ى تقاطع كرده است ، آن نقطه سمت است و ط ى خط سمت .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 633
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٣٣