تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
اعتدال ، دائره هاى ميل را بر اطراف گذرانيم تا مطالع و طوالع در ما بين آن و افق محصور شوند پس مثلثها پيدا شوند از منطقة البروج و معدل و دائره ميل ، و در هر يك زاويه قائمه باشد كه معدل و دائره ميل محيط او باشند و اينها برابر باشند ، و همچنين زواياى از دو جانب نقطه اعتدال هر چهار برابر باشند چه هر يك مقدارى از ميل كلى است پس قوسهاى موتر اين زواياى متساويه متساوى باشند ، پس زوايا و اضلاع باقى متساوى باشند چنان كه در اكرمانالاؤوس ثابت شده است ، پس مطالعها مساوى باشند . و از اينجا ظاهر شود كه مطالع هر چهار قوس كه از طرفين دو انقلاب اخذ كنند هم برابر باشند چه ربع با ربع طلوع مىكند ، و از ربع چون قسى متساويه فرا گرفته شد باقى آن هم بايد كه مساوى باشد » . اين بود عبارت لارى در تساوى مطالع هر چهار قوس ياد شده . و آن كه گفته است چنان كه در اكرمانالاؤوس ثابت شده است ، از چند شكل مقالت نخستين آن مىشود حكم مذكور را اثبات كرد . قوله « : و مطالع هر برجى برابر مغارب آن برج بود » چنان كه در آخر درس هفتم اشارتى شده است ، هر گاه در اين فن گفته آيد كه نظير فلان جزء از دائره ، مراد نقطه مقابل آنست كه نصف دور ميانشان فاصله است . مثلا نظير درجه پانزدهم حمل درجه پانزدهم ميزانست . و به همين وزان نظير هر برجى با برجى است ، مثلا نظير برج حمل برج ميزانست كه شش برج يعنى نصف دور كه 180 درجه است در ميانه فاصله است . حال گوييم كه در خط استواء مطالع هر برج برابر مغارب آن برج بود ، زيرا كه مغارب هر قوس چون مطالع نظير آن قوس است ، و مطالع هر برج چون مطالع نظير آن ، پس مغارب هر قوس همچنين مطالع او باشد . قوله « : اين همه كه گفتيم در خط استواء بود » باستثناى آن كه در تعريف و تحديد مطالع و طوالع گفته است « : و در آفاق مائله منحصر شوند الى قوله : و مماس اعظم دوائر ابدى الظهور شود » . قوله « : و در آفاق مائله نصف با نصف طلوع كند اگر متحدد باعتدالين باشد » در همين درس بيان آن گفته آمد . در توضيح آن گوييم كه دو نقطه اعتدال دو