اح ب نيز قائمه خواهد بود ، و لاجرم اوتار مثلث ا ب ح باهم مساوى اند كه هر يك ربع دور است .
حالا در نظر بگيريد كه در افق استوائى از اول اعتدال ربيعى مثلا يك برج حمل كه معادل سى درجه است طلوع كرده است و آن درج السواء اعنى قوس طوالع است كه هر آينه با او قوسى از معدل كه مطالع آنست نيز طلوع كرده است ، در اين فرض قوس مطالع كمتر از قوس طوالع او بود . در شكل هفتاد و يكم ( ش 71 ) مثلا ، ا ح افق استوائى ، و ا ب معدل النهار ، و ب ح منطقة البروج ، در مثلث ا ب ح زاويه ا ب ح حاده است كه به مقدار ميل كلى است لكن ا ح مقدر آن نيست زيرا كه در آغاز درس دوم و در انجام درس دوازدهم گفته ايم كه هر گاه زاويه اى زاويه مركزى قوس مقابل خود بوده باشد بدين معنى كه آن قوس قطعه ى از دائره اى باشد كه آن زاويه مركز اين دائره بود در اين صورت قوس مذكور مقدر زاويه مقابل خود است ، و زاويه ب ا ح قائمه است زيرا كه معدل النهار قائم بر افق استوائى است ، و زاويه ا ح ب حاده است كه ظاهر است ازيرا كه ب ح كمتر از ربع دور است ، و چون وتر زاويه قائمه اعظم از وتر زاويه حاده است پس مطالع كمتر از طوالع خواهد بود ، و گفتار ديگر قوشچى را بر اين قياس بدان .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 466
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٦٦