مىشود تا به ربع دور مى رسد . پس نقطه اى از منطقة البروج مثلا آخر حمل در عرض شمالى كه از افق مشرق طلوع مىكند در عروض ديگر شمالى بيش از آن ، بتدريج درجات بعد از حمل بتوالى از افق طلوع مىكند كه قوس سعه مشرق نيز بتدريج فزونى مى يابد و مدار يومى كوكب بيشتر مى گردد . مثلا در ش 67 ا ب معدل النهار بر قطب ح ، و د ب منطقة البروج بر قطب ه ، و ب نقطه اعتدال ، و ح ب دائره ميل ، و هر يك از د اح ط و ر از آفاق مائله ، و ب ر مطالع قوس ب و ، و ب ط مطالع قوس ب ح ، و ب ا مطالع قوس ب د . اعتراض بيرجندى بر خرقى اعنى صاحب تبصره اين است كه تعريف شما مطالع را كه قوسى است محصور ميان دائره افق و دائره ميلى كه به اول آن قوس گذرد بر هر يك از قوسهاى ب ر ب ط ب ا صادق است كه مطالع قوس ب و بوده باشند ، پس لازم آيد كه قوسهاى مطالع ياد شده به يك مقدار بوده باشند و اين نادرست است .
پس از آن بيرجندى گفته است « : با اين كه چنين نيست چنان كه استقراء جداول مطالع بروج بدان شاهد است » اين مطلب همانست كه در همين درس پيشترك نقل كرده ايم كه مثلا در زيج بهادرى از ص 231 تا ص 364 مطالع آفاق مائله را بعرض يك يك درجه تا عرض سو لح قه كه تمام ميل كلى است . بتفصيل آورده است ، و حتى مطالع دو عرض قريب بهم با يكديگر مساوى نيستند .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 455
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٥٥