قوله « : و مطالع خط استواء را مطالع فلك مستقيم ، و مطالع كره منتصبه خوانند » وجه تسميه ظاهر است زيرا كه حركت فلك در آنجا باستقامت و انتصاب است چنان كه در درس بيستم گفته آمد . و مطالع خط استواء را مطالع بالقبه نيز گويند ، و در آغاز درس پنجاه و يكم بدان اشارتى رفت . و لكن اين تسميه اعنى مطالع بالقبله در صورتى است كه مبدء آن اول نظيره انقلاب شتوى باشد . نظيره انقلاب شتوى هم در درس هشتم گذشت . و مطالع فلك مستقيم ، و مطالع كره منتصبه ، در صورتى است كه مبدء آن اول حمل باشد .
مثلا در صفحه 227 و 228 زيج بهادرى گويد : جدول مطالع البروج لخط الاستواء المبتدء من اول الحمل ، و در صفحه 229 و 230 آن گويد : جدول مطالع البروج للفلك المستقيم المبتدء من اول الجدى و يسمى المطالع بالقبة ايضا .
و بيرجندى در شرح تذكره گويد :
فان كان الافق عديم العرض يسمى مطالع خط الاستواء و مطالع الفلك المستقيم و مطالع الكرة المنتصبه ، و يخص باسم المطالع بالقبة اذا كان مبدءها نظيرة الانقلاب الشتوى ، و ان كان عرض يسمى بمطالع البلد ، و مطالع الافق المائل ، و مطالع الفلك المائل .
و ميان گفتار صاحب زيج بهادرى كه « المبتدء من اول الجدى » ، و بيرجندى كه « مبدءها نظيرة الانقلاب الشتوى » تنافى نيست كه آن ناظر بمنطقة البروج است ، و اين بمعدل النهار به همان بيانى كه در درس هشتم گذشت .
سپس در زيج ياد شده از صفحه 231 تا صفحه 364 مطالع آفاق مائله را بعروض يك يك درجه تا عرض سو لح قه كه تمام ميل كلى است بتفصيل آورده است ، و بعد از آن ص 365 و 366 را به جدول مطالع البروج ببلده صاحب گنج موضع رصد زيج مذكور كه عرض آن إله مح مه شمالى است اختصاص داده است .
تبصره :
آن كه در پيرامون تعريف مطالع بقوسى از معدل النهار ، و عدم شمول آن مطلق مطالع را گفته ايم ، مىشود گفت كه در اين گونه تعريفات ، و نظائر آنها ضوابط و قواعدى كه در طايفه اى از مسائل اين فن گفته اند ، ناظر بافاق معظم معموره