مطابق با اجزاى معدل است . پس زمان حال در حركت يوميه است و حركت يوميه محل آن ، بنابر اين اسم حال كه زمان است بر اجزاى معدل كه محل اين حال يعنى حركت مطابق با آنست اطلاق شده است . و دور نيست كه كلام متن را ( عبارت خواجه را ) به حمل آن بر قلب بدين وجه توجيه كرد بان يقال : المراد بقوله لان الزمان يتقدر اولا بحركتها ان حركتها اولا يتقدر بالزمان ، يعنى ان الزمان مقدار تلك الحركة اولا و بالذات .
بيرجندى در عبارت مذكور فنجان را بعنوان يكى از آلات براى تعيين ساعت نام برده است . و در فصل نهم باب سوم شرح تذكره در مبحث صبح و شفق نيز آن را نام برده است و چنين گفته است اذا عرفت ساعات الصبح و الشفق بالفنجان و غيره من آلالات التى يعرف بها الساعات الخ .
كتاب جامع المبادى و الغايت تصنيف ابوعلى حسن مراكشى در وصف آلات رصدى است . و نيز كتاب رفيع الصنعة در صنعت اسطرلاب و ربع مجيب و ربع مقنطره و زرقاليه و صفحه طاس مطلوبست .
حالا در نظر بگيريد عرض تمام ميل كلى را آنگاه كه نقطه انقلاب شتوى يعنى راس الجدى بر نقطه جنوب بر افق بود ، پس نقطه انقلاب صيفى كه راس سرطانست در آنگاه بر نقطه شمال بر افق خواهد بود ، و يك قطب منطقه به سمت راس بود و ديگرى به سمت قدم ، يعنى دو قطب منطقه با دو قطب افق باهم متحد گردند ، و عظيمه منطقه با عظيمه افق منطبق شود ، و آن بيش از يك آن نبود ، و در آن دوم شش برج يعنى يك نيمه فلك البروج يكباره از افق برخيزد ، و نيمه ديگر آن كه نيز شش برج است به يك بار از افق فرو شود چنان كه در شماره سيزدهم درس 56 بتفصيل گفته آمد . غرض اين كه در اين فرض ، مطالع و مغارب منطقة البروج از معدل قوس نيست زيرا كه به يك آن جنبش معدل ، شش برج از منطقه طلوع كند و شش برج غروب ، پس هر يك از طوالع و غوارب نصف دور بود و مطالع آن از معدل يك نقطه كه به مقدار يك آن زمانى است ، پس تعريف مذكور مطالع و مغارب تمام نيست و حكم آن كلى نبود .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 448
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٤٨