تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
« مطالع قوسى بود از معدل النهار كه با قوسى از منطقة البروج طلوع كند ، و اين قوس بروج را درج سواء و طوالع گويند . و مغارب قوسى بود از معدل كه با قوسى از منطقة البروج غروب كند ، و اين قوس بروج را درج السواء و غوارب گويند . و در خط استواء ميان دو دائره ميل كه يكى افق بود منحصر شوند ، يعنى آنچه در ميان دو دائره ميل بود از معدل مطالع بود هر آنچه را از بروج كه در ميان اين دو دائره ميل افتد . و مطالع خط استواء را مطالع فلك مستقيم ، و مطالع كره منتصبه خوانند . و در آفاق مائله منحصر شوند ميان افق و دائره عظيمه اى كه به اول قوس از بروج گذرد و مماس اعظم دوائر ابدى الظهور شود . و در خط استواء هر ربعى كه متحدد بود به دو نقطه از چهار نقطه ، دو نقطه اعتدال و دو نقطه انقلاب ، با ربع از معدل طلوع كند ، و با ديگر قوسهاى متساوى از فلك البروج قوسهاى متساوى از معدل طلوع نكند ، ب‌لكه هر قوسى كه كمتر از ربع باشد يا بيش از نصف ، اگر يكطرفش احدالاعتدالين باشد مطالعش كمتر ازو باشد ، و اگر يكطرفش احد الانقلابين بود مطالعش بيشتر از او باشد . و هر قوسى از منطقة البروج كه بيشتر از ربع و كمتر از نصف بود يا بيشتر از سه ربع باشد به عكس اين باشد يعنى مطالع آن كه يكطرفش احدالاعتدالين بود بيشتر باشد ، و مطالع آن كه يكطرفش احدالانقلابين باشد كمتر بود . و منطقة البروج به چهار ربع منقسم شود كه نقطه هاى چهار گانه بر اوساط اين ارباع باشد ، و ربعى كه احدالاعتدالين بر منتصف او باشد زياده باشد از مطالع خودش به پنج درجه ، و ربعى كه احدالانقلابين بر منتصف او بود كمتر باشد از مطالع خود هم به پنج درجه ، پس تفاوت ميان طلوع ربعى تا طلوع ربعى ده درجه تواند بود . و مطالع هر چهار قوسى كه ابعاد ايشان از دو نقطه اعتدال متساوى بود مانند ده درجه اول حمل ، و ده درجه اول ميزان ، و ده درجه آخر حوت ، و ده درجه آخر سنبله متساوى بود . و مطالع هر برجى برابر مغارب آن برج بود .