ديگرى بموضع مرئى كوكب و آن طرف خطى بود كه از مركز عالم بموازات خطى كه از موضع ناظر بمركز كوكب گذرد بيرون آمده منتهى شده باشد بسطح فلك اعلى ، گاه باشد كه اين هر دو دائره عرض بر يكديگر منطبق شوند ، و آن وقتى بود كه كوكب بر دائره وسط السماء رؤيت باشد ، و در اين حال كوكب را اختلاف طول نبود ، و موضع مرئى كوكب در طول بعينه موضع حقيقى كوكب بود در طول ، و آنچه از دائره عرض ميان موضع حقيقى و موضع مرئى كوكب باشد و آن اختلاف در اينحال بعينه اختلاف منظر است آن را اختلاف عرض گويند .
و گاه باشد كه اين هر دو دائره متقاطع شوند ، و فلك البروج را هر يك بر نقطه ديگر تقاطع كند ، و در اينحال موضع مرئى كوكب در طول غير موضع حقيقى كوكب بود در طول ، و قوسى كه از منطقة البروج ميان اين هر دو دائره عرضيه باشد آن را اختلاف طول گويند .
و عرض مرئى گاه باشد كه مساوى عرض حقيقى باشد ، و در اينحال كوكب را اختلاف عرض نبود ، و گاه باشد كه زياده از عرض حقيقى بود ، و گاه باشد كه كمتر از عرض حقيقى بود ، هر يك از اين زيادتى و كمى را اختلاف عرض گويند .
و گاه چنان اتفاق افتد كه كوكب بر منطقة البروج باشد ، و منطقة البروج بر سمت راس گذشته بود ، و در اينحال كوكب را اختلاف عرض نبود ، و اختلاف منظر بعينه اختلاف طول باشد .
بيان :
قوله « : اين زاويه تقاطع را زاويه اختلاف منظر گويند » ناظر است به مثل زاويه د ح ه در شكل 54 . و دانستى كه اين زاويه را به لحاظ مساوى بودن آن با زاويه د ا و زاويه اختلاف منظر گويند .
در پيرامون عبارت چغمينى ، و اعتراض قاضى زاده رومى به روى گفته ايم كه اگر چغمينى بجاى قوس اختلاف منظر زاويه اختلاف منظر را عنوان مى كرد اعتراض قاضى زاده به دو رو نمى آورد ، حال در عبارت قوشچى ملاحظه مى فرماييد كه وى مراعات اين مطلب را كرده است كه اختلاف منظر را زاويه تقاطع دو خط