سطحيه مماس لمحدب سطحى الاول يعنى بالاول الفلك الكلى الممثل على نقطة مشتركة بينهما يعنى بين منطقتيهما و تسمى الاوج و مقعر سطحيه مماس لمقعر سطحى الاول على نقطة مشتركة بينهما مقابلة للاوج و تسمى الحضيض .
تا اين كه در تعريف جرم شمس گويد :
والشمس جرم كرى مصمت يعنى غير مجوف مركوز فى جرم الفلك الخارج المركز عند منتصف ما بين قطبيه مغرق فيه بحيث يساوى قطرها ثخن الفلك الخارج المركز و يماس سطحها سطحيه على نقطتين مشتركتين .
دانسته ايم كه اوج معرب اوگ است ، و آن كلمه ايست هندى كه بمعنى علو است چون ابعد نقطه ايست از محيط فلك خارج بمركز عالم ، و حضيض لفظى است عربى بمعنى پستى كه مقابل اوج است يعنى اقرب نقطه ايست از محيط فلك خارج بمركز عالم . حال گوييم : اوج شمس كه يك نقطه شخصيه از محيط فلك ممثل است به حركت ممثل متحرك است و دانستى كه حركت ممثل شمس به مقدار حركت منطقة البروج است يعنى بتقريب در شصت و شش سال شمسى يك درجه فلكى قطع كند ، كه در حدود دو هزار سال شمسى يك برج قطع نمايد . و چون در زيجات گفته آيد كه اوج شمس را بدست آوريم ، مراد اين است كه تقويم موضع اوج را تحصيل كنيم ، تقويم به همان اصطلاحى كه در درس سيزدهم در طول كوكب گفته ايم كه طول كوكب همان تقويم كوكب است ، و در اينجا نقطه شخصيه از محيط فلك ممثل كه اوج است به منزلت كوكب اخذ شود ، و چون فلك ممثل شمس در سطح منطقه البروج است و نقطه اوج را بمنزلت كوكبى فرض كرده ايم ، تقويم اوج عبارت خواهد بود از قوسى از منطقة البروج ميان اول حمل كه مبدء طول كواكب است ، و موضع اوج بر توالى بروج ، و مراد از موضع اوج طرف خط تقويمى است كه آن را خط طولى نيز گويند ، از مركز عالم خارج شده به نقطه اوج گذشته به فلك اعلى منتهى شود به همان وزان كه در درس سيزدهم گفته ايم و در شمس خط تقويمى هميشه همين خواهد بود كه گفته آمد ، اما در كواكب ديگر چون آنها را گاهى عرض است و گاهى بى عرض اند خط
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٢٨