تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
حال بدان كه دلائل اوضاع نجومى مبنى بر اعداد است اگر اعداد به خطى از خطوط نوشته شدى از بسيارى سواد ثقل اجزاء تقويم و زيج و ديگر كتب فن ناظر را ملالت افزودى ، و حمل تقويم و غير آن به آسانى ميسر نشدى ، لهذا طريق صواب بر اين دانسته اند كه اعداد و اسامى را به علامات و رقوم ثبت نمايند . پس به اين لحاظ حروف جمل ابجدى را كه بقول بيرونى در كتاب التفهيم ( ص 52 ط 1 ) : ميان اهل كتاب پيش از عرب آشكاره تر بوده است ، اختيار نموده اند و ترتيب عدد به حروف جمل ابجدى كرده اند . و چون اصول اعداد چهار است كه عبارت اند از : آحاد و عشرات و مئات و الوف ، و از اين چهار اصل ، سه تا متناهى الوضع است چنان كه آحاد در نه تمام مىشود ، و عشرات در نود تمام است ، و مئات در نهصد ، و اصل چهارم نامتناهى است ، پس به اين ملاحظه اين بيست و هشت حرف را به اين ترتيب وضع نموده اند كه نه حرف اولى را كه از الف باشد تا ط براى آحاد وضع كرده اند ، و نه حرف دومى را كه ازى باشد تا ص جهت عشرات ، و نه حرف سومى را كه ازق باشد تا ظ براى مئات ، اينها بيست و هفت حرف مىشود ، وغ را علامت هزار ساخته اند . پس ا يك ، ب دو ، ج سه ، د چهار ، ه پنج ، و شش ، ز هفت ، ح هشت ، ط نه ، ى ده ، ك بيست ، ل سى ، م چهل ، ن پنجاه ، س شصت ، ع هفتاد ، ف هشتاد ، ص نود ، ق صد ، ردويست ، ش سيصد ، ت چهارصد ، ث پانصد ، خ ششصد ، ذ هفتصد ، ض هشتصد ، ظ نهصد ، غ هزار است . و ديگر عددها را از اين ارقام تركيب كنند يعنى اينها كه گفته ايم ارقام اعداد مفرده اند ، و اگر خواهند ارقام اعداد مركبه نويسنده هم از اين ارقام بردارند و تركيب كننده بدين نحو كه بيشتر را فرا پيش دارند ، و كمتر را فرا پس ، مثلا : يا يازده ، كب بيست و دو ، كح بيست و سه ، قمد صد و چهل و چهار ، غذفط هزار و هفتصد و هشتاد و نه . و چون اعداد هزاران مضاعف گردد آن را بر حرف غ كه رقم هزار است مقدم دارند . مثال : بغ دو هزار ، قغ صد هزار ، خلهغشسد ششصد و سى و پنجهزار و سيصد و شصت و چهار ، و بر اين قياس چندان كه حاجت باشد مى بايد نوشت .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 169 | حسن حسن زاده آملى