بوته هاى خارناك مخصوص ، بيشه اى سهمگين و پرخطر صورت مى يابد ، و از آن حذر مى نمايند و تحذير مى كنند كه جاى غولان است يعنى جانوران درنده و رباينده و هلاك كننده در آنند .
ام غيلان در زبان پارسيان به نظم و نثر ، به تخفيف مغيلان شده است كه خار مغيلان گويند . مثلا حافظ گويد :
در بيابان گر بشوق كعبه خواهى زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور
و شايد در آن دژ مردمى سفاك و بى باك بسر مى بردند كه ديگران آنان را شياطين مى خواندند .