آن لامحاله عرض بلد خواهد بود و هو المطلوب . مثلا اصغر اصغرين ارتفاع شمس 57 درجه است ، و اعظم اصغرين آن 77 درجه است ، و بعد از طرح اصغر از اعظم 20 درجه باقى مانده است و نصف آن ده درجه است كه عرض بلد مفروض است .
يا اين كه ميل اعظم بر اعظم اصغرين ارتفاع شمس افزوده گردد و تمام حاصل آن تا نصف دور اخذ شود ، و يا ميل اعظم بر اصغر اصغرين ارتفاع شمس افزوده گردد تا در هر دو وجه تمام عرض بلد حاصل گردد ، و اين حاصل چون از ربع دور كاسته شود باقى عرض بلد بود . مثلا در مثال فوق :
عرض بلد / 100 ، 180 100 / 80 ، 90 80 / 10 / ( ميل كلى ) 23 بعلاوه 77
و يا
عرض بلد / 23 / 80 ، 90 80 / 10 بعلاوه 57
و اگر در اين قسم افق ذوظلين ، اصغر ارتفاعات شمس در يك جانب از سمت الراس مساوى با اصغر ارتفاعات آن در جانب ديگر باشد آن بلد را عرض نبود يعنى از آفاق استوائى خواهد بود . و لكن در اين قسم افق ذوظلين گاه باشد كه حاجت به اخذ اصغر ارتفاعات شمس در هر دو جانب از سمت الراس نبود ، بلكه هر گاه ميل اعظم معلوم باشد و اصغر ارتفاعات شمس در يك جانب از سمت الراس مساوى با تمام ميل اعظم بود ، دانسته شود كه آن افق عديم العرض است . پس معرفت عرض بلد قسم اول به شش طريق گفته آمده است .
و طريق معرفت عرض بلد در قسم ثانى كه افق ذوظل واحد است ، اين است كه : ميل اعظم بر تمام اعظم ارتفاعات شمس افزوده شود اين در صورتى است كه شمس را تمام اعظم ارتفاعات بوده باشد چه اگر براى اعظم ارتفاعات شمس ، تمام وجود نيابد ، عرض بلد مساوى ميل كلى خواهد بود ، زيرا كه هر گاه اعظم ارتفاعات شمس را تمام نبوده باشد ، شمس بر سمت راس خواهد بود كه ارتفاع آن ربع دور است ، لاجرم عرض افق ذوظل دائره در اين صورت به قدر ميل كلى مى باشد ، و با شمس در جهت واحد خواهد بود و يا اين كه ميل اعظم از تمام اصغر ارتفاعات شمس كم گردد ، يا اين كه تمام اعظم ارتفاعات شمس با تمام اصغر
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٣٦