تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
يقين حاصل كرده‌ايم اگر چه با چشم سر او را نمىبينيم و از منظر ديدگان پنهان است و نمىتوانيم آن را لمس كنيم ولى به بود او اعتراف داريم امّا چگونه موجودى است و چگونه غير از بدن است و با بدن است و نسبت بدن با او چگونه و تعلق او به بدن چگونه است و به چه نحو از نقص به كمال مىرسد و سؤالهاى بسيار ديگر در اين باره بايد پس از اين روشن شود . و ما در سفر علمى خود حق داريم كه بگوييم اكنون گامى برداشته‌ايم ، اين مطلب در درسهاى بعدى روشن‌تر مىشود و اكنون در اين روش به همين اندازه اكتفا مىكنيم .

درس بيست و دوم

مطلب درس پيش اين بود كه آن گوهرى كه هر كس از خود خبر مىدهد و به كلمه من و انا و مانند آن بدان اشارت مىكند غير از بدن او است كه بين آن و بدن مباينت و مغايرت است و در اثبات آن به دليلى تجربى از راه تفكر پيش آمديم و خلاصهء آن اين بود كه انسان در حال تعمّق و تمعّن فكرى از بدن غافل است و به خود شاعر ، پس اين جز آن است . اكنون اين درس نيز در اثبات همان مطلب درس پيش است به دليلى ديگر . و اين دليل از جهتى بهتر از دليل پيش است كه در اثناى بيان آن دانسته مىشود چنان كه تذكر خواهيم داد . اين دليل نيز دليلى تجربى است كه از ابتكارات فيلسوف بزرگ شيخ الرئيس ابو على ابن سينا است . اين استدلالات را به عينه در فلسفهء دكارت فرانسوى نيز مىيابيم ولى محققين از فلاسفهء اروپا مانند واليو « 1 » و فورلانى « 2 » معتقدند كه دكارت به آراء فيلسوف ايرانى ابن سينا اطلاع يافته است و اين دليل تجربى را از او گرفته است . « 3 »
هامش
( 1 ) .Valios( 2 ) .Fourlani( 3 ) . اين مطلب را از مقدمه فاضلانهء آقاى سيد احمد خراسانى بر دانشنامه علايى ( چاپ اوّل ) ، ص كز نقل كرده‌ايم .