تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
س - اينها سؤالاتى دربارهء اعضاى ظاهرى بود ، حالا بفرماييد اگر كسى يك كليهء او را گرفته باشند با كليهء ديگر زنده نمىماند ؟ ج - چرا زنده مىماند ، و افراد بسيارى را مىشناسيم كه با يك كليه زنده‌اند و به خوبى در كار و كوشش روزانه زندگى خود هستند . س - سخن را كوتاه كنم ؛ آيا همان سؤالهايى كه در اعضاى ديگر پيش آورديم در اينجا پيش نمىآيد تا در نتيجه بگوييم كه كليه هم جزء آن من نيست ؟ ج - بايد همين طور باشد . س - كوتاه سخن ، آيا اگر قلب كسى را بگيرند زنده مىماند ، و يا اگر سر كسى را ببرند زنده مىماند ؟ ج - نه خير . س - آيا قلب ، آن « من » است و يا سر ، آن « من » است ؟ ج - مسلما بايد قلب يا سر آن « من » باشد ، و گرنه شما كه انسان را به كلّى مثله كرده‌ايد و چيزى از او باقى نگذاشته‌ايد و بديهى است اگر سر و يا قلب او هم آن « من » نباشد پس كيست كه من من مىگفت و بالاخره بايد چيزى باقى باشد تا من او باشد و شما از انسان آنچه بود همه را به كنار گذاشته‌ايد و از او گرفته‌ايد و او را هيچ كرده‌ايد . ديگر من او كو تا من من بگويد ؟ س - اجازه مىفرماييد سؤالم را ادامه بدهم و پرسش و كاوش بيشتر در ميان آورم ؟ ج - خواهش مىكنم بفرماييد .

درس بيست و يكم

اين درس نيز دنباله سؤال و جواب درس پيش است : س - در درس پيش از شما پرسيدم كه آيا قلب و سر جزء آن من است كه هر كسى مىگويد من چنان گفتم و چنين شنيدم و چنان بودم و چنين شدم ؟ در پاسخ گفته‌ايد آرى كه اگر سر و قلب هم آن من نباشد پس كيست كه من من مىگويد ؛ و بنا شد كه از