كه مطلع آن اين است :
هبطت اليك من المحلّ الارفع * ورقاء ذات تعزّز و تمنّع
و ديگر قصيدهء خواجه ابو الهيثم احمد بن حسن جرجانى به فارسى است ، به اين مطلع :
يكيست صورت هر نوع را و نيست گذار * چرا كه هيئت هر صورتى بود بسيار
و ديگر قصيدهء اثير الدين اخسيكتى ، متوفى 570 ه ق ، به فارسى ، به اين مطلع :
جهان را هم جهانبانيست پيدا بين و پنهان دان * كه زير گنبد نيلى پديد آورد چار اركان
و ديگر قصيدهء معروف مير فندرسكى به فارسى است ، به اين مطلع :
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
دوستى دارم كه به مضامين عاليهء اين قصايد آگاهى يابيم . اينك قصيدهء اخير را عنوان مىكنيم تا در مواقع مناسب ديگر و با پيشرفت بيشتر ، قصايد ديگر نيز يكى پس از ديگرى عنوان شود .
چنان كه در چند درس پيش گفتهايم آراء و اقوال دربارهء نفس متعدد است . چند قول را نقل كردهايم و در مقامات و درجات نفس هم مقالتى شنيدهايم . اكنون به عنوان مزيد بصيرت قصيدهء معروف عالم ربّانى مير فندرسكى را كه يك دو بار هم از آن نام بردهايم نقل مىكنيم و مطالبى به اختصار در بيان هر بيت تقديم مىداريم ، كه در هر دو مطلب نامبرده ، حائز اهميت است . اين قصيده چهل و يك بيت است و هر بيت آن بيتى از حكمت :
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
صفحهء دلگشاى آسمان نگارستانى است كه به گلهاى زيباى ستارگان در كمال حسن آراسته است . نگارستانى كه هر چه در وصف زيبايى آن قلمها تقرير كند سر انجام به عجز خود معترف خواهد بود .
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى فِي