اسما و صفات - از صفات لطف ، همچون رحمن و رحيم و رازق و منعم ، و صفات قهر ، مانند قهّار و منتقم - را مستهلك در غيب ذات احديّت نمايد ، و بجز مشاهده ذات احديّت هيچ گونه تعيّنى در روح او باقى و منظور نماند ؛ حتى اختلاف مظاهر ، همچون جبرئيل و عزازيل و موسى و فرعون از چشم حقيقت بين صاحب اين مقام مرتفع شود ؛ و مهر و خشم حق ، بسط و قبض ، عطاء و منع وى ، بهشت و دوزخ براى او يكى گردد ؛ صحت و مرض ، فقر و غنى ، عزّت و ذلت برابر شود . در اين مرحله است كه شاعر عارف الهى نيك سروده كه گفته :
گر وعده دوزخست و يا خلد غم مدار * بيرون نمىبرند ترا از ديار دوست
و شايد يكى از مراتب استقامت ، كه در صحيفهء الهيه امر بدان فرموده و ممدوح در علم اخلاق و محمود در فن عرفان است ، همين مقام شامخ فناء در ذات است . و اين مقام را محق خوانند كه بكلّى اغيار از هر جهت محو و نابود گشته توحيد صافى و خالص ظهور و تحقّق يافته است . در اين مرتبه ، كه آخرين منازل و سفر الى اللّه جلت عظمته بود ، به لسان حقيقت گويد يا هو يا من ليس الّا هو . و چون طالب حق به اين مقام رسيد ، از هويّت او و هويّت همهء ممكنات چيزى نمانده ، بلكه در تجلّى حقيقت حق متلاشى و مضمحل شدهاند .
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
.
( غافر 40 : 16 )
اين بود مقالت آن جناب در تقرير مراتب قواى عمليّهء نفس كه به نقل آن تبرّك جستهايم . و در مراتب قواى نظريّهء نفس ، كه قواى علميهء آن است نيز بحث خواهد آمد . و اين دو قوه به منزلهء دو بال براى انسان است كه چون به فعليت رسيدهاند انسان بالفعل است .
درس صد چهل و هفتم
بدان كه چند قصيدهء علميّه در پيرامون مسائل نفس و پارهاى از امّهات مطالب علوم عقليّه و عرفانيّه از بزرگان جهان دانش به يادگار مانده است كه از ذخائر علمى به شمار مىآيند . يكى از آنها قصيدهء عينيّه معروف شيخ رئيس بو على سينا به عربى است