تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
موجود است ، و در حيوان و انسان شأنى از شئون نفوس آنهاست كه به داشتن نفس نباتى رشد نباتى مىنمايند ؛ و نسبت به نفس حيوانى قشر است كه نفس حيوانى داراى كمال نفس نباتى است با اضافه ، كه به داشتن آن اضافه حيوان از نبات متمايز است . و همچنين است نسبت نفس حيوانى با نفس انسانى ، و آن به عقل . و غرض اين است كه انسان مثل يك بوتهء گياه و يا يك نهال نيست كه تا حدّى ببالد و رشد نباتى كند و بعد بپاشد و زائل گردد ؛ بلكه انسان با عقل بسيط اتحاد وجودى مىيابد ، و به اشتداد وجوديش روح القدس مىگردد ، و جوامع كلم به او داده مىشود . و به اخلاق الهى كه اتصاف به اسماء و صفات اوست متخلق مىگردد . بعد از تجليه و تخليه و تحليه ، فناء فى اللّه است كه عين بقاء باللّه است . در صحف مكرّمهء سلّاك الى اللّه ، اين مقامات به بيانات گوناگون شرح و بسط داده شد ، هر چند ورود در اين مطالب مطابق روش درسى ما فعلا مناسب نمىنمايد . علاوه اين كه ذكر اين گونه مطالب و مقامات براى امثال بنده از باب وصف العيش نصف العيش است . به قول شاعر :
خلق اللّه للحروب رجالا * و رجالا لقصعة و ثريد
يعنى خداوند مردانى را براى جنگها آفريد و مردانى را براى كاسه و تريد . آرى اين مسكين را براى حمله كردن به كاسهء آبگوشت آفريدند ، نه محاربه با ابطال ، تا چه رسد به مجاهده با نفس كه جهاد اكبر است . كيف كان يكى از اساتيد بزرگوارم ، جناب حكيم متأله علّامه آية الله حاج ميرزا ابو الحسن رفيعى قزوينى ، رفع اللّه تعالى درجاته ، مقالتى بلند در مقامات اربعهء فوق به قلم مبارك خودش تقرير فرموده است و در يك ورقه نزد اين جانب محفوظ است ، به نقل آن در اينجا تبرّك مىجوييم ، كه اكنون گوش ما به اين حرفها آشنا شود تا كم‌كم ان شاء اللّه تعالى در دل نشيند . و آن مقاله اين است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بدان كه قوهء علميه در نفس انسانيّه ، كه كارفرماى بدن جسمانى است ، در رسيدن به اوج سعادت و كمال ، ناچار است كه مراتب چهارگانه را ، كه خواهيم شرح داد ، به