و بابا افضل گويد :
راه ازل و ابد زبان و سَرِ تست * وان در كه كسى نسفت در كشور تست
چيزى چه طلب كنى كه گم كرده نهاى * از خود بطلب كه نقد تو در بر تست
مقصود از زبان و سر ، ذكر و فكر است و آن در وجود نفس ناطقه است . و از اين گونه گفتههاى نغز به نظم و نثر بسيار گفتهاند ، كه كم گفتهاند . شيخ اكبر محيى الدين عربى كتاب ارزشمند فصوص الحكم را در بيست و هفت فصّ نوشته كه هر فصّ در بيان مقامى از مقامات انسان است نه بيوگرافى بيست و هفت شخص . اين كتاب در معرفت نفس است . و مهمتر از فصوص ، فتوحات اوست . و اين هر دو كتاب در انسانشناسى از كتب بسيار مهم دانشمندان اسلامى در عالم انسانى و جهان علم است .
و اين همه پرتوى از آيات قرآنى است ، كه بايد گفت :
هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى
گر نغمهء بلبل از پى گل شنوى * گل گفته بوَد گر چه ز بلبل شنوى
يكى از مشايخ - رضوان اللّه عليه - برايم حكايت كرد كه از شيخ مذكور منقول است كه گفت : « من هر چه دارم همه را از سجّاده دارم . » يكى از رسايل بسيار سودمند سخنان ادريس نبّى - عليه الصلاة و السلام - در سيزده فصل ، به نام ينبوع الحيوة است - يعنى آب چشمهء زندگانى . اين رساله در معاتبت و زجر و نصيحت نفس است و خطاب اى نفس ، اى نفس ؛ نسخهاى از آن را به عربى دارم . اين رساله به قلم تواناى جناب بابا افضل نامبرده ترجمه شد و در عداد رسايل و مصنفات وى در دانشگاه تهران به طبع رسيده است . در آخر فصل سوم فرمايد :
اى نفس به يقين دان كه تو بر اصلى پيدا شدى كه فرع وى تويى ؛ و فرع اگر چه برود تا غايتى دور از اصل خويش ، لكن بند و پيوندى كه ميان وى و اصلش بود بريده نشود ؛ و بدان پيوند هر فرعى را از اصل مدد رسد چون درخت ميوه ده ؛ كه ميوه اگر چه از اصلى كه او را پيدا كرد دور بود ، لكن مدد از وى ستاند ؛ و اگر آن پيوند