خرد است ، و آن كه خود را نشناخت گمراه است .
4 - زيرك كسى است كه خود را شناخت و كارهايش را خالص گردانيد .
5 - عارف كسى است كه نفس خود را شناخت و آن را آزاد كرد و از هر چه كه دورش مىكند پاك گردانيد .
6 - معرفت نفس نافعترين دو معرفت است ( معرفت آفاق و معرفت انفس ،
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
.
7 - در شگفتم از كسى كه گمشدهء خود را مىجويد و خودش را گم كرده و نمىجويد .
8 - غايت معرفت اين است كه آدمى خود را بشناسد .
9 - كسى كه از خود آگاهى ندارد ، چگونه از ديگرى آگاهى مىيابد .
10 - آن كه خود را شناخت به نهايت هر آگاهى و دانش رسيد .
11 - هر كه نفس خود را شناخت با آن مجاهده مىكند ، و آن كه نشناخت آن را مهمل مىگذارد .
12 - خودشناسى سودمندترين شناساييهاست .
13 - آن كس كه به خودشناسى دست يافت به رستگارى بزرگ رسيده است .
14 - هر كس خود را شناخت پروردگارش را شناخت .
15 - در شگفتم از كسى كه جاهل به خود است ، چگونه مىخواهد عارف به ربّش شود ؟
در يك يك اين كلمات جامعه بحث و مذاكره لازم است ؛ و به همين سبك كه پيش برويم ، كمكم به زبان انسانهاى كامل آشنا مىشويم و زبان فهم مىگرديم . ببينيد كه اين همه بزرگان جهان به زبانهاى گوناگون گفتهاند خود را بشناس و خود را باش ، و قرآن كريم هم مىفرمايد خودتان را فراموش نكنيد ، و مشايخ اهل عرفان گفتهاند : از خود بطلب هر آنچه خواهى كه تويى ، حافظ گويد :
سالها دل طلب جامجم از ما مىكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد