بعض محكوم عليه به اكبر باشد ، پس حكم از اكبر به اصغر تعدّى نمىكند و حدّ وسط موجب ملاقات و ارتباط اكبر به اصغر نمىگردد ، و قياس منتج نمىشود .
درس صد و بيست و ششم
دانستيم كه شرائط انتاج شكل سوم دو چيز است : يكى آن كه صغرى موجبه بود ، و ديگر آن كه از دو مقدمه يكى كلّى بود . سبب آن را بيان كردهايم . فاضل اثير الدين مفضّل « 1 » رسالهاى در علم منطق به فارسى روان و شيرين دارد . گفتارش در بيان دو شرط مذكور ، به سبكى نيك سودمند و ساده ، اين است :
شكل سوم : شرائط انتاج در اين شكل هم دو است : يكى آن كه صغرى موجبه بود ، از بهر آن كه اگر سالبه بود نتيجه ندهد ؛ چنان كه اگر گوييم : هيچ مرد فرس نيست ، و هر چه مردم است حيوان است ؛ لازم نيايد كه هيچ فرس حيوان نيست . و همچنين اگر گوييم : هيچ مردم جماد نيست ، و هر چه مردم است حيوان است ؛ هم لازم نيايد كه هيچ جماد حيوان بود . پس صغراى سالبه نه سلب نتيجه دهد و نه ايجاب .
و ديگر آن كه از دو مقدمه يكى كلّى بود ، چه از دو جزئى نتيجه حاصل نيايد ؛ چنان كه اگر گويى : بعض مردمان سياهاند ، و بعضى سفيد ، لازم نيايد كه سياهان سفيد باشند . يا گويى : بعضى مردمان سياهاند ، و بعضى دبير ؛ لازم نيايد كه هيچ سياه دبير نبود . پس چون نه سلب لازم مىآيد و نه ايجاب ، عقيم بود .
در درس گذشته گفتهايم كه نتيجهء لازم الصدق اين شكل مطلقا جزئيه است ، دليل اين است كه چون حد وسط در صغرى و كبرى موضوع است ، ممكن است كه محمول در صغرى ، كه اصغر است ، اعم از محمول در كبرى ، كه اكبر است ، بوده باشد ،
هامش
( 1 ) . اثير الدين مفضّل بن عمر بن مفضل ابهرى ، از دانشمندان بزرگ اسلامى و داراى تأليفات بسيار سودمند به عربى و فارسى است . وفاتش در 663 ه ق است . اين رساله با رسالهء ديگرش به عربى ، به نام منطق الهدايه ، به عنوان دو رساله در منطق ، در مجلهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى شمارهء سوم و چهارم سال هفدهم ، به كوشش دانشمند ارجمند آقاى محمد تقى دانش پژوه به طبع رسيده است .