وحدت محمول - « دانا تواناست » ، « دانا خودبين نيست » ؛ ميان اين دو قضيه از باب تغايز در محمول تناقض نيست . مثال ديگر : هر گاه شخصى ادعا كند « غير حيوان جنبنده نيست » ، نبايد گفت : « بعضى غير حيوان جنبندهاند ، مانند اتومبيل » ، چون محمول در قضيهء اوّل متحرك بالاراده مقصود است و در دوم متحرك بلااراده .
وحدت مكان - « جنين موجود است در شكم مادر » ، « جنين موجود نيست در خارج آن » .
وحدت شرط - « عالم روشن است به شرط طلوع خورشيد » و « عالم روشن نيست به شرط طلوع نكردن آن » . مثال ديگر : « دانشمند ارجمند است اگر قدر خود بداند » ، « دانشمند خوار است اگر قدر خود نداند » .
وحدت اضافه - « زيد پدر است » و « زيد پدر نيست » : پدر يك نفر است و پدر ديگرى نيست ؛ كه با يكديگر تناقض ندارند .
وحدت جزء و كل - « هر زنگى سياه است ( بعض بدنش ) » و « هيچ زنگى سياه نيست ( تمام بدنش ) » .
وحدت قوه و فعل - « هسته درخت نيست » و « هسته درخت است » : درخت نيست بالفعل . درخت است بالقوه . مثال ديگر : « شراب مسكر است » ( بالقوه ) و « مسكر نيست » ( بالفعل ) مادامى كه آن را ننوشيدهاند ، كه فراوان خورند مستانا .
وحدت زمان - « هواى ايران گرم است » ( در تابستان ) ، « گرم نيست » ( در زمستان ) .
كلمه « در آخر » شعر فقط براى صحت و تعديل وزن شعر است ، و ما را رسد كه بگوييم : وحدت قوه و فعل است و زمان .
به عنوان تمرين گوييم : مىدانيم كه اين دو قضيه : « نفس انسانى جسمانى است » ، « نفس انسانى روحانى است » ( يعنى جسمانى نيست ) عدم تناقض از اينروست كه جسمانى است حدوثا و روحانى است بقاء . ببينيد كداميك از اقسام وحدات هشتگانه در آن صادق نيست .
اكنون در بحث تناقض به همين قدر اكتفا مىكنيم ، تا زمان بحث تفصيلى آن و
دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 510
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥١٠