تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
نفس تقسيم مىشود : به اعتبار تأثير اختيارى آن در بدن ، كه موضوع تصرّفات نفس است و نفس مكمل آن است ، اين عقل عملى است ؛ و به اعتبار تأثر نفس از مافوقش ، كه به حسب استعدادش در جوهر خود مستكمل است ، اين عقل نظرى است . و به عبارت ديگر نفس را نظرى به مادون او ، كه بدن است ، مىباشد و به اين لحاظ كار او فعل و تكميل و تأثير است ؛ و نظرى به ما فوق او ، كه عقل مفارق مخرج او از نقص به كمال است ، مىباشد و به اين لحاظ در راه استكمال و انفعال و تأثر است . قواى نظرى نفس را ، كه به طور خلاصه همه را عقل نظرى گويند ، به عقل هيولانى و عقل بالملكه و عقل بالفعل ، به حسب مراتب نفس در استكمال ، تقسيم كرده‌اند ، به اين بيان : نفس انسانى را از اين جهت كه قابل است همهء صوّر را بپذيرد عقل هيولانى گويند كه او را تشبيه به هيولى اولى مادّى كرده‌اند ؛ يعنى همچنانكه هيولى قابل پذيرفتن صوّر طبيعى از بسائط و مركبات مطلقا مىباشد و با هر يك آنها تركيب اتحادى در وجود پيدا مىكند نه انضمامى ، همچنين نفس انسانى قابل پذيرفتن صور علوم و معانى است مطلقا و با هر يك آنها اتحاد وجودى پيدا مىكند و از پذيرفتن هيچ صورت علميه ابا ندارد . خلاصه وزان نفس با صور علميه وزان هيولى است با صور طبيعيّه ، كه آنچه در عالم كيانى است در عالم انسانى است . پس از عقل هيولانى عقل بالملكه است ، كه نفس در اين مرحله به اوّليات و بديهيات آشنا مىشود و اين علوم اوليه ، كه آنها را معقولات اولى نيز گويند ، آلت اكتساب نظريات ، كه معقولات ثانيه و علوم مكتسبه‌اند ، مىباشد كه به واسطه و اعداد آنها اينها را كسب مىكند و بدانها قدرت اكتساب و ملكهء انتقال به نشأهء معقولات ثانيه پيدا مىكند كه « ملكه » همان ملك و قدرت و سلطنت است . پس از عقل بالملكه عقل بالفعل است ، و آن گاهى است كه نفس ملكه و اقتدار بر استحضار علوم نظرى را تحصيل كرده است و به منّت و ملكت حاصل در خويش هر وقت بخواهد تواند نظريات را به دست آورد . در اين حال ، نفس را تعبير به عقل بالفعل مىكنند كه از قوّت به فعل رسيده است .