تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦

درس صد و دوم

در دروس پيشين غرض ما اين بود كه بيان كنيم نفس ناطقهء انسانى را مقام فوق تجرد است و در راه اثبات اين معنى برخى از مطالب را تمهيدا تقديم داشتيم . اينك سخنى كه به تشبيه و تمثيل از خواجه نصير طوسى ، در شرح فصل پنجم نمط سوم اشارات شيخ ، در مزاج و حافظ آن و جامع عناصر پيش كشيده است و در طى درجات و مقامات نفس ناطقه بيانى دارد كه نقل به ترجمهء فارسى مىكنيم . خواجه در رفع تناقضى كه به حسب نظر نخستين از اقوال حكما دربارهء مزاج پيش مىآيد كه يك بار مىگويند : مركبات به حسب امزجهء مختلفهء خود استعداد قبول صور از مبدأشان مىنمايند ، كه بنابراين قول بايد امزجه بر صور مقدّم باشند ، و يك بار مىگويند نفسى كه صورت حيوان است جامع اسطقسّات ( يعنى عناصر ) است ، كه بنابراين قول بايد صورت مقدم بر مزاج باشد ، و اين تناقض است ، گويد : « آن چه را قواعد حكميّه‌اى كه شيخ و جز او افاده فرموده‌اند اقتضا مىكند اين است كه نفس ابوين به واسطهء قوهء جاذبه اجزاى غذايى را جمع مىكند آنگاه آنها را اخلاط مىگرداند و به واسطهء قوهء مولّده مادهء منى را از آنها افراز مىكند و آن را مستعد براى قبول قوه‌اى كه شأن آن اعداد مادّه است كه انسان گردد مىگرداند . و اين مادّه ، به داشتن آن قوه ، منى مىگردد و آن قوه صورت حافظ مزاج منى است مانند صورت معدنى ، سپس منى در رحم از حيث كمال ، به حسب استعدادهايى كه آنها را در رحم كسب مىكند ، رو به تزايد مىرود تا مستعد براى قبول نفس كاملتر گردد كه از آن نفس ، علاوه بر حفظ مادّه ، افعال نباتى صادر مىشود كه جذب غذا مىكند و آن را بر آن مادّه اضافه مىكند كه آن را نمو مىدهد ؛ و ماده ، به تربيت نفس مر او را تكامل مىيابد . پس آن صورت با آنچه دارا بود مصدرى مىگردد ، كه از وى ، با جميع آنچه گفته شد ، افعال حيوانى نيز صادر مىشود . بنابراين از وى آن افعال نيز صادر مىگردد . پس بدن تمام مىگردد و به تكامل مىرود تا اين كه مستعد قبول نفس ناطقه گردد كه از او با جميع آنچه گفته شد نطق صادر گردد ، و باقى مىماند در حالى كه مدبّر بدن است