تفاوت او با جسم و جسمانيات به حكم سنخيت بين ظرف و مظروف چون تفاوت خواستههايشان است . اين دو گونه ميل را در خودمان بالبداهه مىبينيم و به يقين مىدانيم كه به قول ملاى رومى : هم معدهء تن داريم و هم معدهء دل و هر يك را غذاى مخصوصى است . شما الآن براى كدام غذا در اين زاويهء مسجد سبزه ميدان آمل گرد آمدهايد و سبب چيست كه ميل و رغبت روزانهء هر يك شما بيش از پيش مىگردد و با تمام اشتها و اشتياق اين حرفها را مىشنويد و مىنويسيد ، اين درسها و بحثها غذاى كدام معده است ؟ اگر معدهء دل از جنس معدهء تن بودى غذاى هر دو يكسان بودى ولى ببين تفاوت ميان دو غذا از كجاست تا به كجا .
معلم ثانى ابو نصر فارابى يكى از مفاخر عالم علم است . آن جناب موجز نويس بوده و رسائل متعدد تأليف كرده است كه هر يك در موضوع خود فردند ، از آن جمله كتاب فصوص اوست ، در فصّ بيست و چهارم آن از لذّت و الم بحث مىكند و به مناسبت بحث ، از جوع بوليموس نام برده است و آن بيمارى است كه مبتلاى بدان طعام را ناخوش مىدارد و حال اين كه بدنش از گرسنگى آب مىشود .
غرض اين كه همچنانكه بيمارى بوليموس معدهء تن را از احساس اشتها باز مىدارد و گرسنگى را حس نمىكند با اين كه بدن از بىغذايى آب مىشود ، همچنين معدهء دل را اين بيمارى عارض مىشود كه آدمى را از تحصيل گل و ريحان يعنى معارف و سير به ماوراى طبيعت و انس به عالم قدس حقائق باز مىدارد و به غذاى معدهء تن كه كاه و جو است سرگرم مىكند ؛ به قول ملاى رومى :
او نبيند جز كه اصطبل و علف * از شقاوت دور باشد و از شرف
درس هفتاد و چهارم
ادلهاى كه در تجرد و بقاى نفس ناطقه آورديم همه عقلى بود كه اختصاص به گفتار مذهب و ملتى ندارد و هر جوانمرد بخرد را به كار آيد و به هر زبانى ترجمه گردد بر اصالت خود سخت استوار است و بدون لاف و گزاف جاى انگشت