تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
به مشاركت وضع بوده باشد ، و هر چه كه تأثيرش به مشاركت وضع است در آنچه كه به قياس با او وضع دارد مؤثر است . مثلا آتش گرم نمىكند مگر آنچه را كه با او در جهتى مجاور است ، و خورشيد روشن نمىكند مگر آنچه را كه در جهتى با او مقابله دارد و حال اين كه صورت خيالى در هيچ جهتى از جهات اين عالم طبيعت نيست تا قوهء خيال با او وضعى داشته باشد و در او تأثير كند بلكه قوهء خيال ابداعا آن را انشاء و ايجاد مىكند ؛ و ديگر اين كه صورت خيالى از آن چيزهايى است كه دفعة يعنى به يكبارگى حادث مىشود و ممكن نيست كه قوهء جسمانية با صورتى كه بايد به سبب خود او حادث شود پيش از وجود آن صورت ، نسبتى داشته باشد . زيرا نسبت چيزى با ديگرى كه هنوز آن ديگرى موجود نشده است غير ممكن است و حال اين كه در جاى خود مبرهن است كه براى مؤثر جسمانى بايد آن نسبت قبل از وجود اثرش - خواه قبليت زمانى و خواه قبليت ذاتى - حاصل بوده باشد . پس بايد آن نسبت وضعيه به قياس با مادهء اثر ( يعنى محل و موضع اثر ) پيش از حصول اثر حاصل بوده باشد . مثلا در تأثير كردن آتش يا خورشيد ، اول بايد بين هر يك از آن دو با متأثر از آنها نسبت وضعيه برقرار شود تا در آن‌ها اثر كنند . پس بنابر آنچه گفته‌ايم ، اگر قوهء خيال را با صورت خيالى ، وضعى ، اعنى همان نسبت وضعيه ، بوده باشد ، بايد اين وضع پيش از حصول صورت خياليه با مادهء آن صورت خياليه متحقق بوده باشد . و حال اين كه صورت خياليهء اثر ، عارض بر مادّه‌اى نيست بلكه موجودى برزخى است كه به محض ارادهء نفس در موطن خيال انشاء مىشود . پس نتيجه گرفته‌ايم كه چون علاقهء قوهء خيال به صورت خياليه ، وضعى جسمانى نيست و نيز عديم العلاقه با وى نيست ، قوهء خيال مبدأ غير جسمانى براى صورت خيالى است ، پس قوهء خيال مجرد از ماده و علائق ماده است . تلخيص دليل مذكور اين كه : صورت خياليه را مثلا همان شكل مفروض را ، وضع نيست و هر چه كه بلاوضع است ممكن نيست در چيزى كه با وضع است حاصل شود . پس صورت خياليه در قوهء جسمانيه حاصل نمىشود نه به وجه قبول و نه به