شبيه خواب ، تنويم مغناطيسى است كه به فرانسه هيپنوتيسم « 1 » مىگويند و خواب كننده را هيپنوتيزور « 2 » و مصدر آن هيپنوتيزر است خواب مصنوعى كردن و با هيپنوتيسم خواب كردن . اين كار در اين زمان جهانگير شده است و كتابهاى بسيارى به زبانهاى گوناگون در اين باره نوشتهاند و به وقايعى از اين كار دست يافتند كه آنها را جمع و تأليف كردهاند و از آنها به استقلال روح و بقاى آن بعد از اضمحلال بدن پى بردهاند و به پاداش و كيفر اعمال در عالم ديگر استدلال كردهاند .
گابريل دولان فرانسوى كتابى به نام عود ارواح نوشته است كه در سنهء 1310 ه ش در تهران به ترجمهء رضا قلى صمصامى به فارسى چاپ شده است . در صفحهء بيست و يك آن گويد : « امروز به طور محقّق ثابت گرديده كه انتقال خيال و روشنبينى ، چه در حال خواب و چه در حال بيدارى و مشاهده و وقايع آينده از جمله مطالب و حقائقى است كه هيچ شك و ترديدى در آنها باقى نمانده است و تمام اين مسائل كه جديدا شناخته شده از خصائص و متعلّقات روح است و نمىتوان از هيچ جهت نسبت به بدن مادى نمود » .
بدان كه تنويم مغناطيسى و نوم هر دو از يك اصل منشعباند و آن در حقيقت انصراف و تعطيل حواس ظاهره از تصرف و دست در كار بودن اين نشأهء طبيعت است و چون حواس از اين نشأهء منصرف شدند نفس به عالم خود توجّه مىكند و از مخرج خود كه مكمّل و معلّم حقيقى اوست كسب معارف و تحصيل حقائق مىكند و بر امور خفيّه دست مىيابد و چون باز بدين سوى روى آورد آنچه را كه در عالم رؤيا مشاهده كرد در عالم بيدارى در هنگام خود مىيابد . و اگر انسان نتواند به سرّ و معنى صورت خوابش پى ببرد به نزد معبّر مىرود و معبّر خواب را تعبير و تأويل مىكند . امّا تعبير يعنى : خواب بيننده را از صورت عبور دادن و به معنى رساندن . و امّا تأويل
هامش
( 1 ) .hypnotisme( 2 ) .Hypnotiseur