تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس معرفت نفس (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
نام هسته مىگردند اگر چه هاتف در اين بيت از ترجيع‌بند معروفش مقصود ديگر دارد و لكن در اين موضوع نيكو مناسب است كه گفته است :
دل هر ذره را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى
و همچنين گفتار شيخ شبسترى در گلشن راز
اگر يك قطره را دل برشكافى * برون آيد از آن صد بحر صافى درون حبّه‌اى صد خرمن آمد * جهانى در دل يك ارزن آمد
گروهى از دانشمندان بزرگ و بنام شبيه اين تطابق ميان اتم بدين خردى با منظومهء شمسى بدين بزرگى مىگويند كه انسان بدين خردى با جهان بدين بزرگى بىكران متطابق است كه انسان مانند متن است و جهان شرح و تفصيل آن مثلا شبسترى مذكور در همان كتاب مىگويد :
جهان انسان شد و انسان جهانى * از اين پاكيزه‌تر نبود بيانى
*
تو آن جمعى كه عين وحدت آمد * تو آن واحد كه عين كثرت آمد
*
تو مغز عالمى زان در ميانى * بدان خود را كه تو جان جهانى
*
زهر چه در جهان از زير و بالاست * مثالش در تن و جان تو پيداست جهان چون تست يك شخص معين * تو او را گشته چون جان او تو را تن
شگفتا مردمى كه در عالم علم اهميتى بسزا دارند و شرقى و غربى در تذكره‌ها آنان را به بزرگى نام برده‌اند از اين گونه بيانات نظما و نثرا دربارهء تطابق انسان و جهان چه مىخواهند و چه يافته‌اند و فهميده‌اند و به كجا رسيده‌اند كه اين حرفها را گفته‌اند ؟ ! دور نيست كه اگر منظومه‌ها را با هم بسنجيم نسبت به منظومهء شمسى با منظومه‌هاى ديگر چنان باشد كه منظومهء يك اتم با منظومهء شمسى است و هم چنان كه