لكن به حروف ابجد صد است ، الم هفتاد و يك ، دهن پنجاه و نه ، حل سى و هشت ، ند پنجاه و چهار ، يكى چهل ، مه چهل و پنج ، ماه چهل و شش .
زيبق جيوه است كه سيماب هم گويند و ارزير قلع و فضّه نقره و مراد از شبه برنج است كه آن را شبه مس دانسته است چنان كه در دو بيت ديگر در همين معنى كه اعداد را به فارسى آورده است نيز وزين و اديبانه گفته است :
ز روى « جثهء هفتاد و يك درم سيماب » * چهل و شش است ، زارزيز سى و هشت شمار
ذهب صد است و ، سرب پنجه و نه و آهن چل * برنج و مس چهل و پنج و نقره پنجه و چار
و آن كه گفته است « امروز تعداد آنها به نود نوع مختلف رسيده است » اين حرف ديروز است و امروز تا به صد و چهار نوع مختلف رسيده است كه از عنصر ئيدروژن كه سادهترين تمام عنصرها است شروع مىشود و به كوچواروم ختم مىشود .
آن كه دربارهء اورانيوم گفته است ( نود و دو الكترون در نود و دو مدار دور هسته بسيار سنگين آن گردش مىكنند ) بدانكه هسته اورانيوم از نود و دو پروتون و يك صد و چهل و شش نوترون تشكيل مىشود و اورانيوم سنگينترين و پيچيدهترين اتمى است كه بر روى زمين به طور طبيعى وجود دارد .
آن كه گفته است ( اين الكترونها و پروتونهاى بسيار كوچكاند ) در خردى و ريزى الكترون گفتهاند كه الكترونها به قدرى كوچكاند كه سه يا چهار ميليارد از آنها به قدر سر سوزنى است ، با اين وجود مىگويند كه فاصله بين هسته و الكترونها نسبت به ابعاد اتم بسيار زياد است . وانگهى الكترونهاى گرد هسته با سرعتى بسيار ، قريب 1 / 100 سرعت سير نور در گردشند . از اين مباحث آنچه بسيار شيرين و دلنشين مىنمايد اين است كه هر ذرّهاى مثال جهان بزرگ مشهود ما است يعنى چنان كه منظومه شمسى را مثلا سياراتى است به نام ماه و تير و ناهيد و بهرام و برجيس و كيوان و اورانوس و نپتون ، هر ذرهاى نيز منظومهاى است كه الكترونهاى آنها مانند سيارات گرد آفتابى به