تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
شراب را كه تو را منع كردم از برداشتن آن ، آن را برداشتى ، نمىتواند بگويد كه تو چرا مرا بلند كردى و نگاه داشتى و اگر تو مرا بلند نمىكردى ، من نمىتوانستم كاسهء شراب را بردارم و نيز اگر وقت بر داشتن شراب مرا بر زمين مىگذاردى من نمىتوانستم آن را بردارم و اين برداشتن من شراب را ، از توست . پس هرگاه غلام اين را بگويد ، همهء صاحبان عقل او را مذمت مىكنند در بر داشتن شراب و مىگويند به اختيار خود آن را برداشتى و به اختيار خويش نافرمانى آقاى خود را كردى و مستحق چوب خوردنى . و اما آقا را مذمت نمىكنند در چوب زدن به او ، بلكه او را مدح مىكنند . پس ، از آنچه گفتيم دانسته شد كه از اين قدر مدخليت خدا ، جبر لازم نمىآيد ، بلكه بندگان در افعال خود فاعل مختارند ، خواه طاعت باشد يا معصيت ؛ زيرا ، اگر بندگان ، مختار نباشند - چنانچه اشاعره مىگويند - لازم مىآيد كه خداى تعالى بدون تقصير ، آنها را مذمت كند و عذاب نمايد ، يا اين كه عالم برزخ و محشر و عذاب جهنم دروغ باشد ، و اين خلاف بديههء عقل و آيات قرآن و احاديث است . و نيز بديهى است كه فعل ما بندگان از حيثيت وجود و عدم ، مترتّب است بر ارادهء خودمان بر وجود و عدم آن ، و مراد از اختيار نيست مگر همين . و اما دليل بر بطلان مذهب تفويض آن است كه علّت محتاج بودن ممكن الوجود به واجب الوجود ، ممكن بودن است و اين هميشه هست ، پس احتياج نيز هميشه هست ، پس مستقل بودن بندگان در افعال خود ، چنانچه معتزله گفته‌اند ، باطل است . « 1 » راقم گويد : كه مؤلف هداية الطالبين در ردّ قدريان ، به برهان سخن گفته ، امّا در رد جبريان و اثبات امر بين الأمرين سخت سست پيش آمده است . ديگر كتب
هامش
( 1 ) . هداية الطالبين ، ص 112 ، ط 1 .