تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
اكثر متكلمان اماميه در رد جبر و تفويض و اثبات أمر بين الأمرين ، به مبناى كلامى سخن گفته‌اند و از راه خطابه و اقناع و تمسك و مثالهاى متعارف و مقبول در انظار و اذهان اكثرى پيش آمدند ، چنان كه برخى از روايات صادر از اهل بيت عصمت و وحى در اثبات امر بين الأمرين به وجوه گوناگون ، مطابق افكار مخاطبان ، القاء شده است كه به توفيق خداوند سبحان بدانها اشارتى مىنماييم . مؤلف هداية الطالبين ياد شده در پيش ، در آن كتاب به مبناى كلامى متعارف ، و از نظر دريافت خودش گفته است : اكثر علماى اماميه گفته‌اند كه مراد از امر ميانهء دو امر ، آن است كه خداى تعالى جبر نكرده است بندگان را بر كارها ، بلكه بندگان به ارادهء خود مىكنند هر كارى را . امّا قدرت داشتن آنها بر همهء افعال در همهء افعال و دادن اسباب مانند اعضاء و جوارح و قواى بدنى و روحانى كه در هر كارى ضرور است و باقى گذاردن اين اسباب ، همه ، از جانب خداوند عالم است و مباشرت و به جا آوردن از آنها است . و همين قدر مدخليّت خدا در كارهاى بندگان از آيات قرآن و احاديث معلوم مىشود و به آنچه از آيات و احاديث معلوم مىشود ، بايد اكتفا نمود و فكر در اين مسأله نبايد نمود كه محلّ لغزيدن قدمها است . و منع از فكر كردن در اين مسأله ، در احاديث وارد شده است . و از اين قدر مدخليت خدا ، جبر لازم نمىآيد . و چون مطلب مشكل است مثالى مىزنيم تا روشن شود : مثلا رف بلندى باشد و كاسهء آبى و كاسهء شرابى در بالاى آن بوده باشد و دست كسى به آن رف نرسد . پس آقايى ، غلام خود را بلند كند به طريقى كه دست غلام به آن رف برسد و او را نگاه دارد و به او بگويد كه كاسهء آب را بردار و كاسهء شراب را بر مدار و اگر كاسهء آب را برداشتى و اطاعت مرا كردى ، ده تومان به تو خواهم داد ، و اگر كاسهء شراب را برداشتى و نافرمانى مرا كردى ، ده چوب به تو مىزنم ، و آن غلام ، به اختيار خود كاسهء آب را بر ندارد و كاسهء شراب را بردارد . پس در اين صورت ، هرگاه آقا او را چوب زند كه چرا كاسهء آب را كه من گفتم بردار ، برنداشتى و كاسهء