تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
و صور علميه را مطلقا خارج از ذات نمىداند ، چه به نحو كلى كه در مقام احدى به اصطلاح عارفان وجود جمعى دارند ، و چه به نحو جزئى كه به توسّع در تعبير ، بىتجافى از علم به عين آمده‌اند . آرى ، آن كه به افلاطون نسبت داده است ، هر چند در السنه به همان وجه شهرت دارد ، ولى مطلب مثل الهيهء فوق اين نحو استفاده است كه مستوفى در رسالهء مثل الهيه بحث و تقرير و تحرير كرده‌ايم . أمّا در اين كه علم ، مطلقا خارج از ذات ربوبى نيست ، حق گفته است و افلاطون هم نا حق نگفته است . از اين كلمات مكنونه كه از شيخ در مثال و ارتسام و فيض و علم نقل كرده‌ايم ، دانسته مىشود كه نسبت علم ارتسامى به مشاء در علم حق سبحانه به اعيان موجوده بدان نحو كه در السنه شهرت يافته است ، نيست . و آن است كه مولى صدرا فرموده است : . . . فلا تخالف بين ما ذهبنا إليه من اتحاد حقيقة الوجود و اختلاف مراتبها بالتقدم و التأخّر و التأكّد و الضعف ، و بين ما ذهب إليه المشاؤون أقوام الفيلسوف المقدم من اختلاف حقائقها عند التفيتش . « 1 » بنابر اين فاعل بالعناية ، همان فاعل بالتجلى است . و علم بارى به جزئيات به نحو كلى در صقع ذاتى ربوبى در مقام جمع الجمع و به عبارت ديگر در مقام احديت است كه همه در آن اتفاق دارند . مع ذلك كلّه ، در گفتار شيخ در علم بارى بر وجه كلى و جزئى و صدور كثرت از وى بدان وجه كه در نمط هفتم اشارات ، بخصوص در دو فصل هفده و هجده آن كه گفت : « و هم و تنبيه و لعلك تقول إن كانت المعقولات تتحد بالعاقل » الخ ، تأمل بسزا لازم است . فتدبر !
هامش
( 1 ) . شواهد ، ص 5 ، ط 1 .
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 195 | حسن حسن زاده آملى