تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
است ، چنان كه فاعل بالقسر و بالجبر در آن جا راه نداشت . خلاصه ، علّت عدم تطرق اين سه قسم فاعل در مبدأ كل ، يك چيز است كه جز وجود ، چيزى نيست تا قاسر يا جابر و يا مسخّر او باشد ؛ و وجود مساوق حق است و بعد از حق ، بطلان محض است ،
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ
« 1 » چنان كه ما سواى فاعل كل ، بدون استثناى خردلى ، مسخّر اويند و همگى ، فاعل بالتسخيرند كه در يد قهر و تسخير فاعل كل مقهور و مسخرند و در تحت امر و تدبير او مؤتمر و در كارند و هر يك با شوق و عشق از فرط ميل و رضا ، به سوى او رهسپارند ؛ زيرا ، فعل هر يك ، موافق و مناسب عين اوست ، چون باصره ، در ديدن و عاقله ، در فهميدن و ابر ، در باريدن و زمين ، در پروراندن و روياندن و آفتاب ، در نور دادن و ماه ، در نور گرفتن ، و عالم جسم و جسمانى ، مطلقا در بىقرار بودن ، و در عين بىقرارى قرار داشتن و در عين اختيار بىاختيار بودن ؛
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
.
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار * در گردشند بر حسب اختيار دوست
و همچنين عالم مدبرات و مرسلات در مخرج بودن مستعدّات به سوى كمال و آنها را از قوه به فعل رساندن ، و در عين اختيار آنها و اينها ، هيچ يك را اختيار تام و مستقل نبودن كه مقهور و مسخرند . در ديوان راقم آمده است :
البته نه جبر است و نه تفويض و ليكن * مختار من اين است كه مختار نه اين است
به مثل چون ماهى كه در آب به اختيار خود در حركت است و در عين حال ، با آب كه به سويى مىرود نيز بدان سوى رهسپار است .
من ماهى ضعيفم و در آب تندرو * در عين اختيار مرا اختيار نيست
هامش
( 1 ) . الحج ( 22 ) : آيهء 63 .