تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
عين كثرت قوا و شؤون خود است ، لذا از دانستن ذات خود كه انكشاف و علم اجمالى ذاتش است ، جميع قوايش را به وجود واحد بسيط ، عالم است ، علمىكه متقدم بر وجود متكثرهء قوا و متقدم بر علم نفس به آن قواست كه اين علم نفس به آن قوا ، عين وجودات فعلى قواست و اين علم به قوا ، عين انكشاف قوا و شؤون و صور علمى اوست ، اگرچه بعضى از نفوس كه كامل نيستند ، علم به اين علم نداشته باشند ؛ زيرا ، نفوس كامله ، نه تنها به قوا و شؤون ذاتش علم دارند ، بلكه به قواى خارجيه نيز عالم خواهند بود كه آنها نيز در حيطهء كليهء ذات انسان در آيند ، چنان كه دربارهء ائمهء اطهار آمده است كه : « أنفسكم في النفوس و أرواحكم في الأرواح » . نفس ، فاعل بالتسخير است ، براى اين كه آيت توحيد حق تعالى است و وحدت جمعيه دارد كه ظل وحدت حقهء حقيقيه است .
كيف مدّ الظل نقش اولياست * كاو دليل نور خورشيد خداست
و همهء اسماء را از تنزيهى و تشبيهى ، واجد است :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
. و از جهت تجرّد ذاتش و تدبير در مملكت بدنش عالية فى دنوها ، و دانية فى علوها كه احاطه و استيلاى بر جميع قواى كشور وجود خويش دارد ، و هيچ يك از آنها استقلال وجودى ندارد ، بلكه همه ، افاضه و اشراق نفسند و به اضافهء اشراقيهء نفس بود و نمود دارند و قائم به نفسند كه نفس ، فاطر آنهاست و آنها از وى منفطرند . و چنان كه دانسته‌اى نفس ، اصل محفوظ در قواست و عمود جميع مراتب عالى و دانى تشئّنات و تطوّرات خود است و فعل قوا ، هر يك ، موافق سرشت اوست . مثلا چشم در ديدن و گوش در شنيدن و قواى متخيله و حافظه و متفكره و غاذيه و ماسكه و هاضمه و غيرها كه فعل هر يك با طبيعت و جبلّت آن مناسب است و از فعل خود لذّت مىبرد و در آن طغيان و عصيان ندارد ، ولى در عين حال هر يك از آنها فاعل بالتسخير است كه در تحت فرمان نفس ناطقه است و به تسخير و استخدام نفس است ، خواه برخى از آنها واسطهء برخى ديگر