تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
كه حائز اهميت است . مقصود اين كه تصورات و خيالات ، در نفس اثر مىگذارد ، چنان كه احوال هر يك از نفس و بدن در ديگرى . لذا كيفيات نفسانى و مزاجى ، و احوال ظاهر و باطن والدين در كيفيت مزاجى و حصول استعداد نطفهء انسانى سخت دخيلند ، و اشخاص ، مطابق همان كيفيات داراى اخلاق و احوال گوناگون مىشوند ، چنان كه داراى اشكال گوناگونند ، همچنان كه مبادى طين آنان از ناحيهء اختلاف آفاق و اوضاع اجرام علوى و احوال كائنات سفلى همه دخيلند و نطفه ، به خوئى و روئى منعقد مىشود ؛
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
. و هر چه لياقت و قابليت او بود ، از مبدأ فياض مىگيرد ، و به مثل نطفهء آدمى لوح محفوظ اوست كه هر چه بدوا در وى نوشته شده است ، بر آن مجبول است ، و مطابق همان استعداد در افعال خود مختار است . و به مثل چون درختى كه در تخمى نهفته است و آن متن و فشردهء درخت بتدريج به فعليت رسد و درخت بالفعل گردد . آن كه اهل درايت و ذكاوت است از اين امهات و اصول كه تقديم داشته‌ايم به حقيقت معانى و اسرار بسيارى از آيات و روايات پى مىبرد و به سر القدر آشنا مىگردد و مىداند كه
نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
كه از مسير و جدول خلقت والدين به جنين تعلق گرفته است ، از جداول رنگ پذيرفته است ؛ يعنى ، كأنّ پدر و مادر هم هر يك در حقيقت
نَفَخْتُ فِيهِ
شركت دارند . در دفتر دل هم ثبت شده است كه :
كند احوال هر پيرى حكايت * ز اوصاف جوانيّش برايت چو هر طفلى بود آغاز كارش * كتاب شرح حال روزگارش هر آن خوئى پدر يا مادرش راست * همان خو نطفهء او را بياراست غذاى كسب باب و شير مامش * بريزد زهر يا شكّر به كامش چو از پستان پاكت بود شيرت * توئى فرخنده كيش پاك سيرت منى بذر و نسا حرث و تو حارث * بجز تو حاصلت را كيست وارث