تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
وجود است و آن نور سره ، چون به لحاظ حدود ملحوظ گردد ، اسماى اعيان بر آنها نهاده مىشود و كثرت پديد مىآيد و به اين حدود كه همان تعيّنات آنهاست ، از يكديگر به ظاهر متميز مىگردند و اختلاف در خواصّ پيدا مىشود كه اين بنفشه است و آن گل گاو زبان . اين حدود را در لسان حكما ، « ماهيات » گويند و در لسان عرفا ، « اعيان ثابته » . پس هر موجودى را عين ثابت خاصّى است و آن عين ثابتش ، منشأ پيدايش آثار وجودى اوست و محلّ قابل گرفتن هبات و فيوضات بارى تعالى . و مبدأ وهّاب فيّاض ، به لسان حال هر عينى كه همان استعداد و تقاضا و سؤال ذاتى اوست ، افاضه مىفرمايد و اسناد امساك و بخل در اعطاى خواسته‌هاى اعيان به واجب مطلق و غنى بالذات كه يداه مبسوطتان راه ندارد . و آنچه كه از اوست ، افاضهء وجود است بالذات ، و حدود ، ناشى از اعيان است و به اصطلاح مجعول بالذات وجود آنهاست نه ماهيات آنها كه همان اعيان باشد و همهء شرور و نقائص از حدود بر مىخيزد و نسبت شرّ به جاعل دادن ، بالعرض است و مجاز ؛ چه ، از خير محض ، جز نكوئى نايد و چون هر موجودى به اقتضاى عين ثابتش مىگيرد ، لاجرم ، سرنوشت هر موجودى به عين ثابت اوست و اين همان است كه حكما مىگويند : « ماهيت ، مجعول به جعل جاعل نيست . » ، يعنى ذات و ذاتى ، علّت نمىخواهند ؛ « الذاتي لا يعلّل و العرضي يعلّل » . مثلا وجود كه عارض بر ماهيت است ، علت مىخواهد در موجود شدن ، نه اين كه خود ماهيت علّت بخواهد در ماهيت شدن . و به قول الشيخ الرئيس : « ما جعل اللّه المشمش مشمشا بل أوجدها » ، و از اين بيان ، معنى حديث شريف « السعيد سعيد في بطن أمّه ، و الشقي شقيّ في بطن أمّه » معلوم مىگردد . لسان الغيب ، قدّس سره ، فرمايد :
در ازل هر كو به فيض دولت ارزانى بود * تا ابد جام مرادش همدم جانى بود
اين بيت اشارت به « السعيد سعيد في بطن أمّه » است . و نيز فرمود :