آفتاب وجود كرد اشراق * نور او سر به سرگرفت آفاق
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
« 1 » كه ظل وجود را بر هياكل ماهيات و مظاهر انيّات منبسط ساخته است كه وجود خارجى اضافى ، ظل الهى است .
در تفصيل اين بحث و بسط آن به فص يوسفى فصوص شيخ محمد محيى الدين و شرح قيصرى بر آن رجوع شود .
سيّد انبياء صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
إنّه فوق كلّ شيء و تحت كلّ شيء و قد ملأت عظمته كلّ شيء فلم يخل منه أرض و لا سماء و لا بر و لا بحر و لا هواء .
و سيد اوصياء عليه السّلام فرمود :
عين كلّ شيء لا بمزاولة ، و غير كلّ شيء لا بمزايلة ، داخل في الأشياء لا كشيء داخل في شيء ، و خارج عن الأشياء لا كشيء خارج عن شيء .
وجود ، خير محض است . نقائص و ذمائم در وجود ممكنات از ناحيهء نزول و تعيّنات حقيقت وجود در مراتب متأخره راجع به خصوصيات قوابل و محالّ آنهاست كه ناشى از حدود آنهاست نه با وجود بما هو وجود ، چون خورشيد كه بر شيشههاى رنگارنگ مىتابد .
از آن جانب بود ايجاد و تكميل * و زين جانب بود هر لحظه تبديل
و دانستى كه يك جعل بيش نيست كه همان جعل موجودات است به وجودهاى محدود آنها كه اسماء و تطورات و شؤون يك حقيقت و هويتند .
و نيز دانستى كه ماهيت ، چون رنگ وجود گرفت ، مخفىتر مىشود . پس چون نظر در اشياء محدوده كنى ، جز وجودات محدوده نبينى ؛ زيرا آنچه از مبدأ فياض فائض شده است ، انحاى وجودات است ، و ظهور اثر وجود در اين موجود محدود ، به وفق حد و محلّ و قابليت آن است . و منشأ آثار ، ماهيات نيستند اگر
هامش
( 1 ) . الفرقان ( 25 ) : آيهء 46 .