تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
در اين كه جنت مجعول بالذات و جهنم مجعول بالعرض است در ديوان راقم آمده است :
سراسر صنع دلدارم بهشت است * بهشت است آنچه زان نيكو سرشت است شنيدى سبق رحمت بر غضب را * ندانستى يكى حرفى عجب را كه اين رحمت نباشد زائد ذات * كه ذاتش عين رحمت هست بالذات ز ذاتى كوست عين رحمت اى دوست * نباشد غير رحمت آنچه از اوست بداند آن كه او مرد دليل است * جهنم عارض و جنّت اصيل است اگر دانى تو جعل بالعرض را * توانى نيك دريابى غرض را ز دنياى پليد ماست دوزخ * فشار مرگ و گور و رنج برزخ جهنم را نه نامى و نمودى * اگر بد در جهان از ما نبودى ز حال خويش با فرزندت اى باب * در اين باب از خدا و خويش درياب
معلوم شده است كه وجود است همه جا را فرا گرفته است و اوست كه اصل تحقق هر چيز و منشأ آثار است ، و تركيب اشياء موجوده از ماهيت و وجود ، در ذهن است كه به تحليل عقلى ماهيت را معرّى از وجود مىبينيم ، اگر چه تخليه از وجود ، باز ، تحليه به وجود است ؛ كه ماهيت ذهنى را هم حظّى از وجود است و اين ماهيت از حدود اشياء انتزاع مىشود و آن را منشأ انتزاع حقيقى است ، و امكان شايع نسبى از نسبت ماهيت و وجود حاصل مىشود ؛ چه در وجود مطلق كه هويت محضه و حقيقت وجود صرف است ، « امكان » راه ندارد و نسبت ماهيت و وجود روى نمىآورد و چون نفس و ما فوق آن انيّات محضه و وجودات صرفه‌اند ، اطلاق ماهيت بر آنها به معنى اعم است ، يعنى ما به الشيء هو هو ؛ زيرا ، ماهيت ، مولّف از جنس و فصل است و در بسائط مجرده كه مبرّاى از ماده و صورتند ، جنس و فصل راه ندارد ، ولى در عين حال ، كلّ ممكن زوج تركيبي كه وجود است و تعينات و تشخصات و حدود آنها و وجود مطلق از صقع ربوبيت و اقليم الهيت است .