تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آن مرد كه : « عقال نما و پابند بزن شتر خود را پس از آن توكل نما ( اعقلها ثم توكل ) و با توكل زانوى اشتر ببند » مطلب را كاملا روشن و واضح مىنمايد . « 1 » و از آنچه در اين مقام ، مختصرا ذكر شد مراد از حديث « لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الأمرين » ظاهر مىشود ؛ زيرا ، سعى در تحصيل مقدّمات و شرايط و اسباب در عهدهء انسان است ، پس جبر نيست و رسيدن به مقصود و مطلوب بسته به مشيّت و فضل خداوند است و به كوشش آدمى نيست ؛ چون تفويض ، يعنى خدا امور را به بندگان واگذار نموده است ، معنى ندارد . و دهدار در آخر رسالهء قضا و قدر پس از رد جبرى و قدرى و اثبات امر بين الامرين به برهان گويد : و عاقل را همين قدر كفاف است ، ليكن به جهت ثبات اعتقاد در تحقيق اين مسأله ، دو مثل عامى بگوييم : اگر بينى كه برادر تو دست و پاى غلام بسته و مىگويد كه : « برو آن مرغ را بگير و گرنه تو را مىزنم . » ، البته از برادر خود اين عمل نمىپسندى و او را به جنون يا ظلم نسبت مىدهى ، پس چگونه نسبت چنين امرى به جناب قدس الهى توان نمود ؟ ديگر اتفاق خلق عالم بر اين است كه ياقوت [ مستعصمى ] استاد است در خط ، و كسى چون او نيست در خوش‌نويسى . اكنون اگر در اصول ثمانيه قصورى باشد ، آن از جانب قلم است ؛ چون تيزى و كندى و ناهموارى خط تعلق به قلم دارد البته . پس اگر در خط ياقوت ، ناهموارى شود از قلم است كه در آن وقت همان قلم ممكن الحصول بوده است . سيد حيدر آملى در جامع الأسرار و همچنين صدر المتألّهين در رسالهء خلق الأعمال در اين موضوع كه رد جبر و تفويض و اثبات امر بين الامرين است به
هامش
( 1 ) . طرائف الحكم ، ج 1 ، ص 354 .
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 114 | حسن حسن زاده آملى